سوره حمد قسمت سوم

By • اکتبر 17th, 2018 • Category: نوشتار

.  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم .

قسمت سوم نگرشی بسوره حمد .

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدِّين . در قسمت دوم معانی کلمه حمد و تفاوت آنرا با مدح بررسی کردیم . اکنون به کلمه رب بعنوان مدیر و مدبر می پردازیم .

بر اهل علم و معرفت بس روش هست که هر موجودی اعم از یک سلول تا کهکشان را نظمی است غیر قابل تکذیب ، و مطمئنا این نظم بر اثر تصادف ایجاد نمی گردد ، زیرا تصادف خود نتیجه بی نظمی است . خوشبختانه بر اهل علم و معرفت روشن است که ، نظم را یک مدیر مدبر بر یک سلول تا کهکشان رهبر می کند .

و همچنین است در ایجاد و اداره هستی ، هستی که از کوچکترین جزء تا عظیم ترین کهکشان آن از دقیق ترین نظم غیر قابل انکار بر خوردار میباشد ، قرآن به این ناظم میگوید رب یعنی مدیر مدبر ، حتما بر شما گرامیان روشن است که هر مدیری الزاما مدبر نیز نیست ، مدیران بی کفایتی در جهان دیروز و امروز ما بودند و هستند که نه تنها توان اداره شخص خودشان را ندارند بل در پس انتصاب به مدیریت کوچکترین بنیاد بسیار ناتوانند !! .

نمونه روشن آنرا در جای جای ایران ویران امروز هر ایرانی وطن دوست با پوست و گوشت و استخوان لمس میکند .

در قسمت دوم یاد آور شدم که خداوند فرمود هر چه را آفریدم به معنای مطلق کلمه زیبا آفریدم ، حال ببینیم این وجود زیبا آفریننده چگونه این همه زیبائی را عاشقانه اداره میکند ؟ .بقول آقای طباطبائی در المیزان :

“و نيز پر واضح است كه ملك حقيقى جداى از تدبير تصور ندارد، چون ممكن نيست فرضا كره زمين با همه موجودات زنده و غير زنده روى آن در هستى خود محتاج بخدا باشد، ولى در آثار هستى مستقل از او و بى نياز از او باشد، وقتى خدا مالك همه هستى‏ها است، هستى كره زمين از او است، و هستى حيات روى آن، و تمامى آثار حيات از او است، در نتيجه پس تدبير امر زمين و موجودات در آن، و همه عالم از او خواهد بود، پس او رب تمامى ما سواى خويش است، چون كلمه رب بمعناى مالك مدبر است ” .

در این آیه ربوبیت خداوند بر کل جهان هستی اطلاق میشود ، اما در جاهای دیگر آیاتی هست که معنی عالمین منظور انسان هست خواه زن باشد ، خواه مرد به این آیه در مورد حضرت مریم توجه کنید که میفرماید ما ترا بر زنان جهان برتری دادیم (وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِين ) . یا به پیامبر میفرماید (لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً، تا براى عالميان بيم‏رسان باشی ) . پس هر موجودی در جهان هستی عالم خود را دارد از ذره تا کهکشان . و این تنها انسان بعنوان عزیزدردانه خداوند هست که عالم خود را بعندان عالم انسانی بطور جداگانه و مخصوص خود را دارا می باشد ، بسیار مهم هست تا بدانیم که انسان تنها موجودیست که بر اختیار ( البته تقریبا نزدیک به محدود ) آفریده شده و دیگر موجودات بر غریزه و برنامه ای که از پیش بر آنها معین گشته انجام وظیفه می کنند .

مانند عالم جمادات، نباتات، حيوانات، ستارگان، فرشتگان، مثلا خورشید هیچگونه اختیاری از خود ندارد زیرا برای روشنائی بخشیدن به زمین و ماه یک ماموریت موقت دارد که مثلا حدود ۴/۵ میلیارد سال قبل آغاز و تا مدت معلومی از نظر آفریدگار و نا معلومی از سوی انسان به وظیفه خود ادامد میدهد و در پس اتمام این ماموریت موقت ( حتا ۵۰ میلیارد سال که در بعد زمان آفرینش تقریبا بسیار ناچیز می باشد ) نظامش در هم پیچیده و این ماموریت آن به اتمام میرسد .

ولی این تنها انسان هست که مختارا در یک آفرینش موقتی در این جهان زندگی ، و در پایان این حیات موقت در پس یک موت موقت چند ثانیه ای رهسپار هیات جاوید خود میگردد ( البته برای کسانی که به حیات دیگر باورمند هستند ، گرچه عدم باور آنها صورت مسئله حیات جاوید را عوض نمی کند ) .

تكرار حمد و صفت رحمت چه اثرى دارد؟ بقول جناب طالقانی :

” همين انسان است كه چون گرفتار كوتاه نظرى و تارهاى تخيلات و اوهام گرديد و از استعدادهاى درونى خود و شايستگى مقام حمد غافل شد، بند بندگى غير خدا كه كمال مطلق است بر گردن مينهد و در برابر هر شبح بى‏روح و ناتوانى سر تعظيم فرود مى‏آورد و زبان حمد و مدح براى قدرتمندان تهى و ناتوان ميگشايد، با شعور بحقيقت حمد خداى كه توجه بقواى درونى و چشم گشودن بجهان بزرگ است ميتواند از اين بندها برهد و از اين محيط تاريك بجهد و روى دل را از غير خدا برگرداند و عقل و استعدادهاى خفته را بيدار و فعال گرداند و از ذلت و گدايى و دريوزگى بآستانه غير خدا به عزت و سرفرازى حمد و ثناى پروردگار برسد، انسان با تارهاى تخيلات و اوهام بى‏پايه و ترس و هراس بى‏مايه براى خود محيطى تاريك، رنج‏آور، وحشتناك، سراسر تزاحم و درد رنج و در نتيجه بدبينى بخود و جهان مى‏سازد و در ميان چنين محيطى مانند حشره و كرم بگرد خود مى‏پيچد و در ميان بافته خود نااميد و مأيوس و سست مى‏لمد پس از چندى جز پوستى از او نمى‏ماند، تعليم حمد براى ايجاد اميد و پاره كردن اين محيط است. كلمه حمد مانند حله نورانى است كه محيط تاريك و محدود محروميت و تنازع در بقاء را بپوشاند و از برابر چشم دور دارد و چشم را بجهان سراسر جمال و نعمت و تربيت بگشايد و با چشم خير بينى درد و رنج بدبينى و شر انديشى را از ياد ببرد.

حمد و ستايش را تنها براى مبدئى داند كه لطف تربيتش سراسر جهان و همه موجودات را فرا گرفته، هر ناتوانى را توانا ميگرداند، هر بى‏جانى را جان مى‏بخشد و فرا خور احتياجش ساز و برگ زندگى باو ميدهد و از آنچه هست برترش ميسازد تا بجمال عقلش مى‏آرايد آن گاه براى تكميل تربيت، پيمبران و خردمندان عاليقدر را بر مى‏انگيزد و شرايع و قوانين در جلو راهش ميگذارد و تربيت تكوينى را با تشريع تكميل مينمايد- بدينجهت در قرآن كريم كه ظهور تربيت و اراده حق است آيات تكوين و تشريع با هم آمده و همه را اثر قانون تربيت ميشمارد.

با اين بيان حقيقت كلمه حمد باندازه پهناى جهان بزرگ توسعه دارد، هر چه بيشتر اسرار جهان باز شود و خرد انسان پيش رود و مجهولات نظام طبيعت و نباتات

و حيوانات ريز و درشت و بعد اختران و سازمان درونى و بيرونى جانداران معلوم گردد حقيقت حمد و توجه بتربيت جهان بيشتر تحقق مى‏يابد و معنا و واقعيت آن عميق‏تر و وسيع‏تر ميگردد ” .

۱۷ اکتبر ۲۰۱۸ . بشرط حیات ادامه دارد . آمریکا . نادر انتظام .

 

 

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.