وفای بعهد ،سخنرانی رمضان۲۰۱۸ در بنیاد ابن سینا

By • ژوئن 18th, 2018 • Category: نوشتار

بسم الله الرحمان الرحیم .,

خدمت شما همباوران گرامی ، نماز گذاران و روزهداران عرض سلام و عرض ادب دارم

بسیار سپاسگذارم از حضورتان در بر نامه امشب .

هدف از عهد وپیمان در هستی ، از خداوند تا یک جهان با عظمتی بنام سلول ؛ بر رسی و اهمَیت وفای به عهد است.

سخنرانی در بنیاد ابن سینا ، شهر ارواین کالیفرنیا رمضان ۲۰۱۸

زمانی که عرض می کنم سلول جهانی است با عظمت ، منظورم بر گرفته از کتابی است بنام زبان خداوند نوشته محقق بزرگ و دانشمند ژن شناسی آمریکا جناب دکتر فرنسیس کالینز که می گوید : ژن انسان تشکیل شده از نقشه عظیم و پهناوری بنا م (  دی ان ا ) تمامی  موروثی ما که اگر بنا بر شمارش آن بگذاریم در صورتی که شمارش هر کدام از ژن ها  یک ثانیه بطول بینجامد و این کار در تمام ۲۴ سال  شبانه روز انجام شود  شمارش شود  این شمارش ۳۱ بطول می انجامد و این تازه یکی از کوچکترین نشانه های عظمت این آفرینش خواهد بود ،و از این شگفت انگیز تر آنکه با توجه به اینکه آفریدگار امر بین ( انجام ماموریت ) هر کدام از این سلولها را بین آنها و جهان  خارج از بدن انسان و تمامی کهکشانها و محیط اطراف در آغاز آفرینش لازم الاجرا فرموده ، هر کدام بنا بر وظیفه ای که بر عهده دارند قرار داد فی مابین را محترم و در اجرای آن کوشا خواهند بود !! . این اطاعت امر را ما وفای به عهد و پیمانی که از ابتدای آفرینش در بین یک سلول تا تمامی هستی منعقد شده می نامیم

بر سخن امشب است تا درا ین زمان محدود اشاره مختصری به عهد و پیمانی که خداوند آفریدگار ، بین خودش و تک ، تک این سلول ها و سپس مجموعه آن سلول ها  که موجودی بنام انسان را ساخته داشته باشد .

عهد و پیمان چیست ،  و چرا بدون انجام آن ، هیچ نظمی در جهان هستی امکان بقا و انجام ندارد . عهد بوقوع پیوستن و ظاهر شدن و به عمل در آمدن اراده ای است که از خداوند یا  یک انسان به منصه ظهور در میآید . این عهد میتواند شفاهی باشد ، کتبی و یا عملی باشد ، آن زمان که طرف دوم نیز مشخص شد انجام این عهد بصورت پیمان در می آید .

عهد بر دو قسم است .

عهدی که خداوند با خودش و دیگر موجودات در جهان هستی و مخصوصا انسان می بندد ، و عهدی که انسان با خداوند ، خودش و دیگران می بندد .

ابتدا به عهد و پیمانی که خداوند با خودش می بندد می پردازم  و این که او  پیمان شکنی از طرف خودش را قاطعانه مردود می شمارد و به طرف مقابل اطمینان میدهد که از من انتظار نقض پیمان نداشته باش ، أَوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسی به پیمانش پای بندتر از خداست». (توبه: )

فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ؛   خداوند هرگز پیمان شکنی نمیکند  بقره ۸۰

و در پس معرفی پایبند بودن خودش به عهد و پیمانی که می بندد به معرفی کسانی که مورد اعتماد او هستند و بر عهد و پیمانشان با خداوند می ایستند می پردازد.

. آنها کسانی هستند که به عهدی را که با خداوند بستند پایداری می کنند و وفا می کنند ، الذین یوفون بعهد الله و لا ینقضون المیثاق  این عهد و پیمان شامل هر موجودی در جهان هستی میشود.

سپسس روی سخن نصیحت  آمیز خود را با مومننین بر می گرداند ، یا ایهاالذین آمنو اوفو بعهد الله

، بر شما مومنین است که بر پیمانی که با خدای خود بستید پایبند بمانید و به آن وفا کنید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز وفای به عهد را از شرایط اساسی ایمان می داند

 و حضرت امیر علیه السلام نیز در فرمان خود به مالک اشتر، به اهمیت این مسئله در اسلام و جاهلیت اشاره می کند و آن را مهم ترین و عمومی ترین قانون اجتماع می شمارد . و در سفارش به مالک اشتر چینن امر می کند ،  : اگر با دشمنی پیمانی بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری، به پیمان خویش وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار ده که در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان، با تمام اختلافاتی که با هم دارند، مورد اتفاق عمومی نیست. تا آنجا که مشرکان نیز از قبل  پذیرش اسلام سخت به پایبند بودند و به  رعایت و محترم شمردن عهد و  پیمان خود بسیار اهمیت میدادند . زیرانان  از عهد شکنی خاطرات بسیار تلخ  و نا گواری دارند.

قرآن مجید، دستور می دهد تا به عهد و پیمان خود پیوسته وفادار باشیم و بدانیم که در برابر خدا مسئولیم. همو می فرماید:

وَ بِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذ الِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ. (انعام: 152

به عهد الهی وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده است تا متذکر شوید .

و از همه مهمترآن که  ، هر انسانی باید به آن توجه کامل داشته باشد این ایه هست . شما تنها در این مورد هست که هم مسئولیت کامل دارید و هم مورد سوآل و موآخذه  قرار میگیرید.  «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدکان مسئئولا . به پیمان های خود وفادار باشید زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد،

تصور کنید شما با همسرتان بر سر سفره عقد پیمان می بندید ، عهد می کنید که تا آخر عمر در هر شرایطی اعم از خوشی و نا خوشی بر پیمانی که با هم می بندیم وفا دار خواهم بود . زندگی سراسر امتحان و بقول قرآن فتنه ( آزمایش ) ، این تعهد دو طرفه تا پیان عمر قبل انجام و اجرا است . حتما متمئن باشید که یکی روزی تا پایان عمراین روز و روزگار امتحان فرا خواهد رسید ، و در آن روز وای بر پیمان شکن . که صد البته به آنها که به قیامت باور دارند پرسش ها در آن روز جزا بسیار سخت تر خواهد بود .

بدانید و آگاه باشید که فتنه ها و آزمایشات هر لحظه بعناوین مختلف سر بر خواهند آورد و نه گفتن به پیمان شکنی یکی از دشوار ترین امتحانات تاریخ زندگی هر انسانی خواهد بود ، از فرا رسیدن آن روز چه در همین دنیا و چه در آخرت ترسان باشید . که صد البته در عدم به وفای بعهد و پیمان هر دو طرف مسئولند.

در آن زمان که یک زن و شوهر تصمیم غیر عادلانه به طلاق میگریند ، یعنی پیمان شکنی و ، وای که این رفتار غیر عادلانه چه اثر شومی بر فرزندانی که ما در آفرینششان سهیم بود

. و بر عکس آنها که در رهگذر گذشت ، بزرگواری به امانتی که نزد آنهاست جانا ، مالا ، متعهد می مانند و به آن ها عمل میکنند ، خداوند آنها را مومن صدا میکند .

دعای اینگونه انسانها این است

خداوندا ما را جز گروهی قرار بده که به عهدی را که با تو بستیم و بارها شکستم در آخر کار حد اقل بر آخًرین آن که وفای به به عهد با تو ، با خودمان ، همسرمان فرزندانمان ، همسایه گانم ، محیط زیست ، هستی بسته ایم وفا دار بمانیم .  .

و در آیه دیگری هم آمده است :

«وَ الَّذینَ هُمْ ِلأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛ آنان (مؤمنین)                 به امانت و عهد و پیمان خود وفادارند». (مؤمنون: 8)

اجازه دهید یک مثال ساده از عهد و پیمانی که یک انسان مومن نماز خوان در ۲۴ ساعت شبانه روز با خداوند خود می بندد  آشاره مختصری داشته باشم  حالا شما روزه داران گرامی به یک امر مهم توجه فرمائید ، شما در روز حد اقل ۱۷ رکعت نماز میخوانید و حد اقل ۱۴ بار با خداوند خود چنین عهد و پیمان میبندید

یکی از دلائل اقامه این نماز ، خود یک عهد و پیمانی هست که انسان در ابتدای کار با خداوند بسته

الم عهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبد الشیطان ، ان شیطان للنسان  عدوا مبین ،

ما در انماز با خداوند چه عهد و پیمانی می بندیم ؟؟  مگر نه که ما در نماز پیمان می بندیم که ایاک نعبدو ایاک  نستعین ،  یعنی ما با تو ، خداوند هستی پیمان میبندیم که بجز تو احدی را نپرستیم ، زیرا می دانیم که شیطان دشمن آشکار ماست . خوب شما اگر انسانی را دیدید که عملش شیطانی است و نماز هم میخواند مطئن باشید که این انسان بنده شیطان است و نه بنده خدا .

ماه رمضان در درازای تاریخ یک واقعه هست که از ابتدای بر افراشتن پرچم دین تا به امروز ، این پرچم در اهتزاز بوده و تا پایان عصر نیز ادامه خواهد داشت ، به چند دلیل ؛

دلیل اول اراده خداوند هست که بر هر چه قرار بگیرد حتما انجام پذیر خواهد بود ، برای تمرین نفس یک باید هست ، نه تنها در این ماه قرآن نازل شده ، مطمئن باشید که ، بر قراری اولین رابطه خداوند با بشر و بر عکس ، هر گونه رابطه حتما در ماهی بوده که انسان خود را شکسته و هیچ ماهی برای خود شکستن از ماه رمضان وجود ندارد ، برای ما شیعیان اتفاق دیگری هم افتاده ، ما الگوی تقوا را در این ماه از دست دادیم ، شما خواه با علی موافق باشید خواه مخالف ، جهان فقط یک علی دارد .

امشب به تکرار سخنانی از او می پردازم ، باشد که در بین ما انسانی در این ماه همراه علی شود .

“”سلامت و استحکام امور در مدیریت تابع پایبندی به عهد و پیمان است. پایبندی زمامداران و مدیران به عهد و پیمان سبب نفوذ آنان در دل مردمان می شود و اطمینان لازم برای اداره ی درست امور حاصل می گردد و نظام و سازمانشان استوار می شود. لازمه ی پایبندی به عهد و پیمان، صداقت و راستی است که بهترین عامل نفوذ در دلها و حفظ دولت هاست؛ و هلاک کننده ترین عامل دولت ها و حکومت ها بی صداقتی، پیمان شکنی و بی وفایی است. امیرمؤمنان علی (ع) در خطبه ای در این باره فرموده است:
«ان الوفاَء توَامُ الصدقِ و لا اعلمُ جُنهً اوقَی منُه. و لا یَغدِر من علَم کَیفَ المَرجعُ. و لقَد اصبحَنا فی زمانٍ قَد اتخذَ اکثرُ اهلهِ الغَدر کیَساً و نَسبهُم اهلَُ الجَهلِ فیهِ الی حُسنِ الحِیلهِ. ما لهُم قاتلهُم اللهُ.»(۱)
همانا وفا همزاد راستی است، و من هیچ سپری نگه دارنده تر از وفا سراغ ندارم. آن که می داند او را چگونه بازگشتگاهی است بی وفایی نکند. ما در روزگاری به سر می بریم که بیشتر مردم آن بی وفایی را زیرکی دانند و نادانان آن مردم را چاره اندیش خوانند. خدایشان کیفر دهد! چرا چنین می پندارند؟

پایبندی به عهد و پیمان عامل الفت و سیادت میشود
در اندیشه ی سیاسی امیرمؤمنان (ع) پایبندی به عهد و پیمان بهترین وسیله پیوند و الفت مردمان و مسئولان است و عامل استواری و سیادت نظام ها و سازمان هاست. از آن حضرت چنین روایت شده است:
«سَبب الائتلافِ الوَفاُء.»(۲)
وفاداری و پایبندی به عهد و پیمان سبب الفت می شود.
«الوفاءُ حصنُ السُوددِ.»(۳)
وفاداری، پناه و دژ سروری است.
دیدگاه امیرمؤمنان علی (ع) چنین است که با پایبندی به عهد و پیمان و وفاداری است که می توان اداره ی امور را استحکام بخشید و حمایت مردمان را حفظ کرد؛ و مسئولان پس از آن که وعده ای دادند، در گرو آن خواهند بود. به بیان علی (ع):
«المسَوولُ حرُ حتَی یَعِدَ.»(۴)
هر آن که درخواستی نزد او آورند، تا پیمان نسپرده آزاد است. یعنی تا شما عهد و پیمانی با کسی نبستید انسان آزادی هستید هیچگونه تعهد ندارید اما زمانی که پیمانی را بستید آن انسان بر روی پیمان شما حساب میکند و شاید او به خاطر پیمان شما با دیگری پیمان بسته یعنی زنجیر وار این پیمان بهم وصل هست حالا یکی این وسط پیمان را نقض میکند شما حساب کار بقیه را بکنید .
در اندیشه ی و سیره ی امام علی (ع) جایگاه و اهمیت پایبندی به عهد و پیمان و وفای به وعده و قول و قرار تا بدان جاست که آن را بنیاد دین داری معرفی کرده و فرموده است:
«اصلَ الدینِ اداءُ الامانهِ و الوفاءُ بالعُهوُد.ِ»(۵)
بنیاد دین داری، امانت را به جا آوردن و پایبندی به عهد و پیمان است.
در واقع سنگ بنای همه ی امور در هر اجتماعی، پایبندی به عهد و پیمان است و با سست شدن آن همه ی امور و مناسبات اجتماعی رو به سستی می گذارد و اداره ی درست امور معنا نخواهد داشت
. امیرمؤمنان علی (ع)در عهد نامه ی خود به مالک اشتر در این باره می نویسد:
«فاَنهُ لیسَ من فَرائضِ اللهِ شَیءُ اشدُ علَیه اجتماعاً، مَع تفَرق اهوائهِم، و تَشتُتِ آرائِهم، من تَعظیمِ الوَفاءِ و بالعُهود، و قَد لَزمَ ذلکَ المُشرکونَ فیما بَینهُم دَُونَ المُسلمینَ لما استَوبلُوا من عوَاقب الغَدرِ.»(۶)
در میان واجبات الهی هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان – با تمام اختلافاتی که دارند – مورد اتفاق نیست؛ حتی مشرکان زمان جاهلیت – علاوه بر مسلمانان – آن را مراعات می کردند، زیرا عواقب پیمان شکنی را آزموده بودند.
وفای به عهد سخت مورد تأکید نظام دین است و شرط دین داری، پایبندی به عهد و پیمان است و آیات قرآن کریم بر این امر تأکید دارد.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ.»(۷)
ای کسانی که ایمان آورده اید، به پیمانها و قراردادها وفا کنید.
«وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤولاً.»(۸)
به عهد و پیمان [خود] وفا کنید که از آن پرسش می شود.
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَ لاَ تَنْقُضُوا الْأَیْمَانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ‌ .»(۹)
و به پیمان خدا چون بستید، وفا کنید؛ و سوگندها را، پس از استوار کردن آنها، مشکنید، که خدای را بر خویشتن ضامن (گواه و نگهبان) کرده اید، همانا خدا می داند که چه می کنید.
بنابراین اهل ایمان خود را متعهد عهد و پیمان می دانند و به هیچ قیمتی خلاف آن نمی کنند که خداوند جز آن را نمی پذیرد. به بیان علی (ع):
«انَّ اللَه تعَالی لا یَقبَلُ الا العمَل الصَّالحَ، و لا یَقبَلُ اللهُ الا الوفَاء بالشُروطِ و العُهودِ.»(۱۰)
خدای متعال چیزی جز عمل صالح را [از بندگان خود] نمی پذیرد و جز وفای به شروط و پیمان ها را قبول نمی کند.

اسباب تحقق پایبندی به عهد و پیمان
برای این که پایبندی در اداره ی امور به درستی تحقق یابد، باید مدیران اهل صدق و راستی باشند و میان سخن و عملشان جدایی نباشد و هرگز به خیانت و بی وفایی میل نکنند.
* راستی و صداقت
راستی و صداقت از لوازم پایبندی به عهد و پیمان است و هیچ چیز مانند راستی و صداقت روابط زمامداران و مردمان
را اصلاح نمی کند. امیرمؤمنان علی (ع) درباره ی ویژگی علی لازم برای مدیریت و رهبری می فرماید:
«و لیَصدقُ رائدُ اهلهُ.»(۱۱)
پیشوای قوم باید با مردم خود به راستی سخن راند.
امیرمؤمنان علی (ع) خود برترین مصداق چنین مدیریت و رهبری بود. آن حضرت در خطبه ای که پس از بیعت مردم با خود در مدینه ایراد کرد، فرمود:
«ذِمتَّی بمَا اقولُ رهینهُ، و انا به زَعیمُ… و اللهِ ما کتَمتُ وَشمهً، و لا کَذبتُ کذبهً.»(۱۲)
پیمان من بدان چه می گویم در گرو است، و به درستی گفتارم متعهد و کفیلم … به خدا سوگند هرگز حقیقتی را کتمان نکرده ام، و هیچ گاه دروغی نگفته ام.
امیرمؤمنان علی (ع) در تمام دوران زندگی و زمامداری خود پای بند راستی و صداقت بود و راه و رسم آن حضرت جز بر حقیقت استوار نبود. در اندیشه ی علی (ع) اصلاح امور در پرتو راستی، و تباهی کارها به سبب ناراستی است، چنان که فرموده است:
«الصِدقُ صَلاحُ کلِ شَیء[و] الکَذِبُ فسَاد کُل شَیء.»(۱۳)
صدق سبب صلاح هر چیز و دروغ سبب تباهی هر کار است.
* همسویی سخن و عمل
کسانی می توانند به عهد و پیمان پایبند باشند که میان سخن و عملشان دوگانگی نباشد و بدان چه می گویند و وعده می دهند پایبند باشند و خود را در گرو سخن و وعده ی خویش بدانند. علی (ع) خود را چنین معرفی کرده است و بی گمان پیروان حقیقی او نیز همین گونه اند. فرموده است:
«ایُها الناس،ِ انی و اللِه احثُکُم علَی طاعهٍ الا و اسبِقکُم الیَها، و لا انهاکُم عَن معَصیهٍ الا و اتَناهی قبَلکم عنَها.»(۱۴)
ای مردم، به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر این که پیش از شما خودم به آن عمل می کنم و شما را از معصیتی نهی نمی کنم مگر این که خودم پیش از شما از آن کناره گیری می نمایم.
امیرمؤمنان علی (ع) از کارگزاران خود می خواست که در اداره ی امور هرگز وعده ای ندهند که خلاف آن عمل کنند. در عهد نامه ی مالک اشتر به او فرموده است:
«و ایاکَ… ان تعَدهمُ فتَتبعَ مُوعدکَ بخُلفِکَ… و الخُلفُ یُوجِبُ المَقتَ عنِد اللِه و الناسِ.»(۱۵)
از این که به مردم وعده دهی و سپس تخلف کنی پرهیز کن، زیرا خلف وعده موجب خشم خدا و خلق است.
* نفی خیانت و بی وفایی
در اندیشه و سیره ی امیرمؤمنان علی (ع) خیانت و بی وفایی مذموم ترین کارها شمرده شده است. از دیدگاه علی (ع) تا انسان تا به پست ترین مراتب خود سقوط نکند دست به پیمان شکنی و بی وفایی نمی زند، چنان که فرموده است:
«الغَدرُ شِیمَهُ اللئامِ.»(۱۶)
خیانت و پیمان شکنی اخلاق انسان های پست است.
«الغَدرُ اقبحُ الخِیانَتینِ.»(۱۷)
خیانت و پیمان شکنی زشت ترین خیانت است.
مدیریت مبتنی بر خیانت و بی وفایی ذلیلانه ترین نوع اداره ی امور است و آنان که از حقیقت انسانی و اهلیت لازم برای اداره ی امور بهره مندند، هرگز پیمان شکنی نمی کند و بی وفایی نمی نمایند. امیرمؤمنان علی (ع) کارگزاران خود را از این که دست به خیانت و بی وفایی بیالایند سخت پرهیز می داد، چنان که در نامه ای به برخی از کارگزارانش نوشت:
«و َمن استهانَ بالامانهِ، و رتَع فی الخیانِه، ولم ینُزه نفسَه و دِینه عنَها، فَقد احلَّ بنفسهِ الذُل و الخزیَ فی الدُنیا، و هُو فی الاخرهِ اذلُ و اخزَی.»(۱۸)
کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، درهای ذلت و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.

 

 

 

.

عهد دوم ، عهدی هست که ما با خودمان می بندیم، با همدیگر میبندیم ، با همسرمان ، فرزندانمان ، اطرافیانمان و الا آخر .

پیامبر گرامی که سلام و صلواه خداوند بر او و خداندان مطهرش باد میفرماید :

هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند ،دروغ نگوید ، خلف وعده نکند . جوانمردیش کامل . عدالتش آشکار ، برادری با او واجب و غیبتش حرام است .

امشب بر خلاف شب های دیگر چند جمله های کوتاه برای تغییر ذائقه شما انتخب کرده ام که بعضی از آنها را رو خوانی می کنم

 

.

خداوند ، مدام در عشقی جاری و بی انتها ، خود را بر تو میریزد و تو را غرق لطف خویش می سازد .حیف نیست تو هم قسمتی از این مرحمت او را با دیگران شًریک نکنی ؟

امشب شما همگی برای همه دعا کنید همانند خود خداوند که ، مهربانیش بر همه سایه افکنده ، روی سخنم با تست ، ای دوست مرا نیز دعا کن شاید تو نزدیکتر از من به خدا ایستاده ای .

خدایا همیشه دلتنگیم را در دریای آغوش تو ریختم ،عجیب این دریا معجزه میکند ، مهربا نا این معجزه را برای همه عزیزانم مقرر فرما تا غمهاشان در دریای بیکران آغوشت به آرامش بدل شود .

صبور بودن عالیترین نماد ایمان است و خویشتن داری عالیترین عبادت ، ناکامی به معنی آزمایش است و نه شکست و نتیجه توکل و اعتماد به خداوند خود آرامش است .

هر گاه قلبت تشنه شد آن را فقط با آب سرد و گوارای قرآن سیراب کن ، و هر گاه دلت دچار ترس و اضطراب شد فقط با ذکر خداوند آرامشش ببخش حتما این درست لحظه ایست که قلبت به یاد او نیازمند شده است .

هیچ وقت به خداوند نگو مشکل بزرگی دارم ، کافیست به مشکلت بگوئی خدای بزرگی دارم .

خداوندا تو خیلی بزرگی و من بسیار کوچک ،جالب اینجاست که ،تو به این بزرگی، من کوچک را هر گز فراموش نکرده ای و من به این کوچکی اکثر اوقات  ترا با ا ینهمه عظمت و بزرگی فراموش کرده ام !!.

برای صدقه دادن توی جیبهامان بدنبال کمترین مبلغ میگردیم ، آن وقت از خداوند بالاترین درجه نعمت ها را میخواهیم ، چه نا چیز می بخشیم و چه بزرگ تمنا میکنیم !!

پروردگارا ، از تو تقاضا داریم همانطور که چشم صورت ما را به زیبائی هایت باز کردی ،چشم دلمان را هم به حقیقت بندگیت باز کن .

صحبت کردن با خداوند مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن هست ، ممکن هست که او را در طرف دیگر نه بینیم ، اما میدانیم که دارد گوش میدهد ، با خدا همیشه درد و دل کن حتما او داره گوش میده .

دوچیز مدهوشم میکند . رنگ آبی آسمانی که ،  میبینم و میدانم که نیست و خدائی که نمی بینم و میدانم که هست .

درها برای کسانی گشوده می شوند که جسارت در زدن را داشته باشند . جسارت داشته باش ،

با امید ، با عشق ، با محبت و با تلاش در را بزن حتما درها گشوده خواهند شد البته به سوی روشنائی.

رسا ترین چیزی که می تونی رحمت خداوند را به خود جلب کنی این است که در باطن نسبت به همه مردم  خیر خواه و مهربان باشی .

زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد ، کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فراروی خود ببینیم . خدا که باشد هر معجزه ای ممکن میگردد .

خدایا ….. قصه وکالت را زیاد شنیده ام ، اما قصه وکیلی چون تو را نه … خدایا ، خداوندا … تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی

است . پرونده ای که تو وکیلش باشی قصشه اش ستودنی است .

الهی … با صنع تو هر مورچه ای رازی دارد . باشوق تو هر سوخته نازی دارد . ای خالق ذوالجلال ، نومیدم مکن ، آن را که به درگهت نیازی دارد .

من عاشقی را از خداوند یاد گرفتم ، همان لحظه که گفت صد بار اگر توبه شکستی بازا .

خداوندا خواستم بگم ” تنهایم ” اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد . زیرا آنجا که همه ولم کردندو رفتند دیدم تو هنوز ایستاده ای .

بزرگترین آزمون ایمان زمانی است که آنچه را که میخواهی بدست نمی آوری و با این حال قادری بگوئی خدایا شکرت .

یادمان باشد که خداوند میهمان قلبهای وسیع است ، قلبت را از کینه و نفرت پاک کن تا سهم بیشتری از حضور خداوند در قلبت داشته باشی .

در دنیای ما جنسی که بشکند خریداری ندارد ، اگر بندش بزنی ، باز هم تعمیری حساب میشود ،و خوب نمی خرندش ، جانم بقربات تو چقدر مهربانی که دلهای شکسته را از نوشان گرانتر می خری .

خداوندا دلم بسان قبله نماست وقتی عقربه اش به سمت تو می ایستد آرام می شود ، قربانت گردم همین جا نگهش دار.

آن خدائی آرزویت را بر آورده می کند که آسمان را برای خنداندن گلی در زمین میگریاند .

پروردگارا ، مرا به بخش زیرا که آنقدر که حسرت نداشته هایم را خوردم  شاکر داشته هایم نبودم .

بارالها . تو نا دیده میگیری ، من هم نادیده میگیرم ، تو خطاهایم را و من عطاهایت را …

تا لحظه شکست به خداوند ایمان داشته باش . خواهی دید که آن لحظه هر گز نخواهد رسید .

گاهی ، خدا آن قدر صدایت را دوست میدارد که سکوت می کند تا تو بارها بگوئی خدای من …

گفتم ، خدایا از همه دلگیرم ، گفت : حتی از من ؟ گفتم : خدایا دلم را ربودند گفت : پیش از من ؟

گفتم خدایا چقدر دوری ! گفت : تو یا من ؟ گفتم خدایا تنها ترینم گفت : پس من ؟

گفتم : خدایا   کمک خواستم گفت : از غیر من ؟ گفتم خدایا دوستت دارم گفت : بیش از من ؟

بهترین دوست ، خداست ، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان میکند و خوبتر از آن است که ،

اگر دسته گلی به آب دادید ،دسته گلهایش را پس بگیرد.

اگر ذره بین نگاهت قوی باشد، در تمام صفحات ورق خورده زندگی اثر انگشت او دیده میشود ، چه بچه گانه است که فکر میکنیم

همه اش را به تنهائی رنگ کرده ایم .

برکت پروردگار مثل بارونه ،اگر خیس نمیشویم ، جایمان را عوض کرده ایم .

خود را ارزان نفروشیم ، در فروشگاه بزرگ هستی نوشته اند … قیمت = خدا .

رفیق ، میدانستی امروز از دیروز به مرگ نزدیکتریم ، به خدا چطور …؟

خدایا همه از تو میخواهند, بدهی، من از تو می خواهم ، بگیری ، خدایا اینهمه حس دلتنگی را از من بگیر.

خدا را دوست بدارید ،حد اقلش این هست که روزی به او می رسید .

بخاطر بسپاریم که ، همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن هست ، آرام ، بی صدا و همیشگی …

هر لحظه از زندگی باید صرف عشق شود . در این صورت زندگی تبدیل به عبادت می شود .و دیگر نیازی به جستجوی خداوند نیست . زیرا خداوند خود به نزد کسی خواهد آمد که مزه عشق را چشیده است .

همه عمر سر بر ندارم از این خمار و مستی    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی .

با آرزوی عاشق ماندن به خداوند و هستی زیبای او . التماس به دعا ، وسلام و علیکم و رحمت الله و برکات .

 

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.