تقدیم به گورخوابهای بیدار ، کاخ نشینان مرده

By • دسامبر 31st, 2016 • Category: نوشتار

بنام خدای زندگان و مردگان .

جناب رئیس جمهور محترم آقای روحانی ؛

گويند: لغو هر كار بيهوده و لهو، بازى و بيهودگى بازدارنده از توجه بسود يا زيان است.

به پیامی که خدای گور خوابهای تهران در این سوره ۱۴۳۰ قبل در گورستان علم و معرفت سر زمین حجاز به یک انسان امی نازل فرمود توجه کنید .

اگر این سوره این نظام بی خدا را از خواب غفلت و خیانت بیدار نکند ؟ مطمئن باشید که ایران و ایرانی هر گز هیچ یک از شماها و ماها را نخواهد بخشید .

لطفا ، اگر خیلی دیر نشده این مقاله را به شرف عرض مقام معظم رهبری برسانید . گرچه سالهاست که تمنای ، این دلسوخته سرفرازی ایران و ایرانی را برای ایشان میفرستم ، اما چون بر این باورم که افشای داستان غم انگیز گور خوابهای تهران آخرین میخی خواهد بود که بر تابوت این نظام زده میشود ، اجبارا اینبار این درد نامه را برای شما میفرستم شاید که شما …………

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلْهَئكُمُ التَّكاَثُرُ. اينگونه تكاثر( فزون خواهی و فخر فروشی و نادیده گرفتن درد این ملت ) تکاثر هوا پرستانه هر چه در هر جهتى باشد- مال، مقام، نام، افتخار به نياكان و گذشتگان، پيروان، علم، هنر، آداب عرفى، ظواهر دينى- همين كه از بينش روشن و همه جانبه و انديشه نسبت به آينده و شناسايى وظائف حياتى و انجام مسئوليتها ما را باز دارد، بازى با سرنوشت و بيهوده صرف نمودن سرمايه‏هاى معنوى و مادى مى‏باشد ) ،

حَتىَ‏ زُرْتمُ‏ُ الْمَقَابِرَ ( شما فرد فرد آدميان را آن چنان تكاثر، به لهو و بازى گرفته و از انديشه به خود و بحق و عمل به واجب بازداشته و چشم و گوش شما را بسته است، كه بخود نمى‏آئيد و هشيار نمى‏شويد مگر آن گاه كه بزيارت گورها رسيد ( زمانی که جنازه خودتان را بدانجا میبرند )  و اندر آنها درآييد و سنگ گور را ببوسيد!. آن گاه است كه بخود مى‏آييد و هشيار مى‏شويد و مى‏نگريد كه شهوتها و هوسها و انگيزه‏هاى تكاثر، بازى و خيال و نما و سرابى بود، خاموش و محو گرديد، جز زيان سرمايه‏ها و حسرت و دوزخ چيزى نماند ) هیهات که چه دیر ؟!!

كلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ- ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (اين لهو و غفلت و بى- خبرى كه تكاثر شما را بدان وا داشته دير نمى‏پايد، بيقين از اين خواب گران و خيال وهم انگيز بيدار خواهيد شد و خواهيد دانست كه چگونه بازيچه افزايش‏جويى بى‏پايان و اوهام فريبنده آن شده بوديد و تا چه حد سرمايه‏هاى خود را از ميان برديد و خود را باختيد و چه عذابهايى در پيش داريد- وصد البته برای آنها که چشم آخرت بین دارند شاید ، هر چه از اين جهان دورتر و بحساب نزديكتر شويد اين دانايى و هشيارى شما بيشتر خواهد شد ) ،.

كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ- لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ: كلا، بار سوم براى نفى هميشه ماندن در لهو و بيخبرى و اثبات حصول دانايى است. لو، حرف شرط امتناعى است چون تحقق مشروط آن كه حصول علم اليقين است، امتناع عادى و عمومى دارد. زيرا علم اليقين، علمى است كه با دلائل قطعى و يا مشاهده ذهنى، معلوم و ثابت و واضح شود و پرده شكوك و ترديدها آن را نپوشاند. چنين علمى جز براى خواص آنهم نسبت به بعضى از معلومات نظرى حاصل نميشود. ظاهر سياق آيه اين است كه لترون الجحيم- جواب لو امتناعى باشد كه مؤكد به لام جواب قسم و نون تأكيد است

: اگر بشود كه بدانيد، آن چنان كه دانايى يا معلوم شما يقينى و مبرهن گردد، براستى و روشنى دوزخ را مينگريد! زيرا رؤيت دريافت مرئى است آن گاه كه در قوه بينايى منعكس ميشود، خواه بصورت متعارف و از خارج ذهن باشد يا بصورت غير متعارف و از باطن ذهن، از اين جهت همين كه چيزى را مى‏بينيم و پس از آن چشم را بهم گذاريم و ذهن را كاملا متوجه آن نمائيم باز در اين حال آن را مى‏نگريم. بنا بر اين اگر علم مبهم و اجمالى بچيزى، در پرتو برهان يا ايمان بحد يقين يعنى ثبوت و وضوح رسيد و غبار غفلت و شبهات آن را از نظر نپوشاند، از طريق ذهن بصورت مرئى درمى‏آيد.

در حقيقت اگر با ديد باز و بينش عميق، محيط درونى و بيرونى آزمندان افزايشجو «متكاثر» را بررسى نمائيم و بدان نيك بنگريم، منشأها و لهيب‏هاى دوزخ را بوضوح خواهیم دید

مگر همين انگيزه‏هاى افزايش‏خواهى و رقابتها و آثار همه جانبه و فراگيرنده و انعكاسهاى آنها نيست كه پس از ببازى گرفتن انسانها و سلب قدرت انديشه صحيح و اراده حاكم از آنها، همى پيش ميرود و درميگيرد، و مواهب انسانى را محترق مينمايد و از آن به محيط خارج زبانه ميكشد و بصورت شعله‏هاى جنگ درمى‏آيد؟:

ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ: ثم، دلالت بر تأخير و از پى درآمدن رؤيت عين اليقين و فاصله آن از علم اليقين و از دنيا، دارد. عين اليقين رؤيت و مشاهده عينى و خارج از ذهن است: پس از علم اليقين و در آخرت كه عالم مبدل، و باطن‏ها ظاهر ميشود و انديشه و خويها تحصل (حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ) مى‏يابد و معارف و ذهنيات مشهود ميگردد، شما دوزخ را بعين يقين خواهيد ديد

ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ: يومئذ اشاره به روزيست كه در آن دوزخ با عين اليقين ديده شود. النعيم، نعمتهاى لازم و اصلى و فراگيرنده است. ارزنده- ترين و بزرگترين نعمتها سرمايه‏هاى معنوى و قواى ادراكى خاصى است كه به انسان عنايت شده )

از رسول اكرم (ص) بازگو شده كه فرمود: «قدمهاى هيچ بنده‏اى از جاى خود نمى‏جنبد مگر آنكه از چهار چيز بازپرسى شود: از عمرش و از مالش، و از جوانيش و از كارش»: پس از ظهور و مشاهده عينى دوزخ، از نعمتها و سرمايه‏هايى كه هواها و غفلت‏هاى ناشى از افزايش‏جويى «الهاكم التكاثر» آنها را سوزانده و دود كرده، بيقين بازخواست خواهد شد. مگر اين نعمتهاى عظيم انسانى بيهوده و بى‏منظور بوده است.

جناب روحانی ، من از نیت دیگر همراهان قبل از انقلاب خودم در آمریکا مطلع نیستم ، گرچه بسیار امیدوارم که همه نیت خیر داشتند ، اما من با تمام وجودم در تمام تظاهرات دوران دانشجوئیم در آمریکا از ایالت ماساچوست تا کالیفرنیا فریاد زدم که ، زندگی انسان در زیر چتر آن سه اصل انقلاب ( استقلال ، آزادی و بر پائی نظام عدالت اجتماعی ) بهترین آرامش را بهمراه خواهد داشت و صد افسوس که این نظام ضد همه اصول خیر همه آن آرزوها را در آتش خدعه و فریب سوزاند .

اگر دیروز و امروز و اگر زنده ماندم فردا نیز ، نوشتم مینویسم و خواهم نوشت تنها به خاطر عشقی است که به ایران ایرانی دارم .

و شما ، گورخوابهای عزیز و گرامی بیدار ، زنده بمانید تا به گور رفتن این خود به خواب زده ها را شاهد باشید .

شما میتوانید این مقاله و دیگر نوشتار این کوتاه قلم را درسایت انقلاب اسلامی و سایت نادر انتظام مطالعه نمائید. نادر انتظام

آمریکا ، اولین ساعات اولین روز سال ۲۰۱۷ میلادی .

 

 

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.