آخرین نامه به جناب خامنه ای عید۱۳۹۵

By • مارس 12th, 2016 • Category: نوشتار

با یاد و نام تو بهترین و مهربان ترین وجود بر هستی.

                  جناب خامنه ای عیدتان مبارک

 همانطور که مستحضر هستید ، ملت محترم ایران عزیز به درازای تاریخ سرزمین کهن سال و پر افتخارشان به منظور ادای احترام و قدر شناسی به پیشگاه آفریدگار زیبائی ها، فرا رسیدن نوروزرا برای چندمین هزاره جشن می گیریند .

در رهگذر این چرخش زیبا ی خورشید و ماه و زمین که زندگی مجددا به زمین در خواب فرو رفته باز میگردد ، این ملت حیات دوست هر کدام بنا بر توانشان به بهار خیر مقدم می گویند ، فرزندان برای بازدید از  پدر و مادر هاشان کوله باری یک سال فراغ را بر زمین می گذارند و با یک سبد شادی رهسپار خانه پدری می شوند . بر آنها که در این زمان بر آرزویشان جامه عمل پوشیده می شود نوروز مبارک باد .

جناب خامنه ای گرامی ،امیدم بر این است که تقدیم این درد نامه به حضور مبارکتان در این ایام نوروز هم برای شما سربلندی و هم برای آنها که به  هر دلیلی در هر بندی هستند آزادی و رهائی را به ارمغان بیاورد .

پیشاپیش در صورت بروز هر سوء تفاهمی پوزش میخواهم .

 از شما چه پنهان در پس این نزدیک به چهل سال دوری از ایران عزیز برای اولین بار  چند روزی بود که یک بغض خفه کننده و ضجر آوری سخت گلویم را می فشرد .

از آنجا که بنا بر اراده خداوند رحمت ، خوشبختانه در این عمر ناچیز افتخار تجربه تمامی این پنج مصیبت بر شمرده  در آیات زیر را نصیبم فرموده !!و هر بار بیشتر از گذشته این بنده ناچیز را افزون تر از چشیدن شیرینی مصیبت قبلی مورد مرحمت خود قرار می دادند بر آن شدم تا بنام و یاد کسانی که بهر دلیلی از بروز این مصیبت ها اظهار شکایتی دارند و بغض مصیبت های وارده گلویشان را می فشارد ، این کوتاه قلم تقاضایشان را مستقیما به عرض مبارک برساند ؛

باشد که با نظر مساعد امر به اجرای این تقاضا بفرمائید . خداوند رحمان و رحیم در سوره بقره می فرماید “

وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِين

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون

أُوْلَئكَ عَلَيهْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ،سوره بقره.

این ترجمه را وامدار معلم گرامیم حضرت طالقانی هستم

 “فعل مؤكد- لنبلونكم، پيش گويى آزمايش سخت و سازنده و لزوم آنست، تا مخاطبينى كه محرك ايمان و مشخص شدن مسئوليتها بحركتشان آورده آماده برخوردها و رنجها و دگرگونيها شوند. بشى‏ء، با باء ملابست و هيئت تنكيرى- برخوردى مستقيم و ابتلايى بيش از وضع عادى، و من الخوف و معطوفات تفصيلى آن، رويدادهاى گوناگون آن را مینمایاند .

__________________________________________________

الثمرات، شامل هر گونه بهره‏هاى زندگى- كشت، ميوه‏ها، فرزندان- ميشود، كه از آثار بهم خوردن امنيت عادى و حالت بسيج و دفاع و جهاد است. اينها كه بايد نظامات پست را واژگون كنند و زنجيرهاى اسارت را از ملل بردارند و قبله‏ها را برگردانند، بايد از چنين آزمايشهاى خطير چون پولاد آب ديده بيرون آيند- و از وازدگان، خالص و متمايز گردند..

وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ: الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ- خطاب جمع، به شخص رسول (ص) عدول يافته تا از زبان و بشره صادق و شاهد او كه طليعه اميدها و پيروزيها و مقامات عالى است اين بشارت نمودار شود..

چگونگى تفكر و ديد جهانى و لطافت روح آنها را صابر و پايدار ساخته و تازيانه مصائب بيدارتر و هشيارتر و پايدارتر و فروغ ايمانشان را فروزان و ميدان ديدشان را وسيعتر ميگرداند:

 الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ … بينش برتر خود را با اين تعبير جامع اعلام مينمايند: قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ- ما در تصرف و ملك خداونديم و خود و هر چه داريم در حقيقت از آن او، و خواه نخواه بسوى او رهسپاريم.

 اينگونه اينها از پيچيدگى بخود و علاقه‏هاى موهوم باز و گسترده ميشوند. بعكس آنها، كسانى كه بخود پيچيده و در لاك اوهام خزيده‏اند و هدفى خدايى و برتر ندارند، در هجوم مصائب پيچيده‏تر ميشوند و رو بزوال ميروند.

أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ- اشاره اولئك و تكرار آن، مقام والاى روحى و خلقى آنها را مينماياند. جمع صلوات ارتباطات پيوسته و همراه با امواج عنايات. عليهم و تقدم آن، انحصار و فراگيرى. من ربهم، جهت برترى و ربوبيت مضاف. رحمة، رحمت خاصى را ميرساند: اين صابران بلند انديش كه در مجراى سرچشمه عنايات و رحمت ربوبى و جالب آنند، صلوات و رحمت

 خاص پروردگارشان چون قطرات پى در پى باران بر آنها مى‏بارد و چون. نسيمى از قلل بلند بر آنان مى‏وزد. آنان و كسانى را كه در معرض اراده استوار و روح سرشارشان هستند شاداب و خرم ميدارد. آنان كه بچنين مقامى رسيده‏اند و گيرنده صلوات و رحمت ربوبى ميباشند، گوشه چشمى هم بمقامات و غنائم دنيوى بر نميگردانند. آنها چون سراپا در حال جهاد و حركت و مشمول صلوات و رحمتند، به هر بن بست گمراهى كه برخورند راه حق را در مى‏يابند و پيش ميروند” .

جناب خامنه ای ، از شما چه پنهان که ، در پس هر کدام از این تجربه های سراسر رحمت ، به حضور قرآن کریم مشرف می شدم و با وساطت این کلام زیبا ،  هر دو راهی تشرف به حضور خداوند میشدیم ، و هر بار هم خداوند یواشکی بدون اینکه کسی متوجه بشود در گوشی می فرمود که، صبور باش و شاکر که بنده هم با دیده منت می پذیرفتم و جالب تر این هست که حلاوت  پذیرش هر مصیبتی شیرین تر از مصیبت قبلی می بود .

 جناب خامنه ای ، تصور کردم شاید  بعضی از هم وطنان گرامی من  در پس هر مصیبتی خدای ناکرده بخواهند زبان به گلایه بگشایند ؟ اما ممکن  هست که از چنین نعمت آزادی که خداوند رحیم بر این بنده ارزانی فرموده بر خوردار نباشند و نتوانند استدعای خودشان را مستقیما به حضور جنابعالی معروض دارند ؟

به همین دلیل به شکرانه برخورداری از نعمت آزادی بیان در این سرزمین تصور کردم ، این قلم تمنای آنها را به حضورتان معروض دارد .

مطمئن هستم که در این ایام بازگشت حیات به زمین در حال موت ، شما بر آن می شوید که با صدور حکمی پدرانه امر به اجرای این تقاضا فرمائید . و مجددا شادی حیات بخش را به ملت ایران باز می گردانید ؟.

اجازه فرمائید تا قبل از تقدیم تقاضایشان معروض دارم که این بار نیز با وساطت قرآن کریم به حضور خداوند مشرف شدیم و مطلب را به حضورشان معروض داشتم .

خداوند فرمودند که ، تفاوت بین صفت رحمانیت و رحیمیت من چیست ؟ عرض کردم رحمان صفت خاص و شامل عام ، ………….. در این لحظه عرایضم را قطع فرمودند و اظهار فرمودند که این دو معانی را که همه می دانند ، برو سر اصل معنا !

حقیقتش را به خواهید چنان لکنتی بدور این زبان پیچید که ، به پت و پت افتادم ، خداوند فرمودند رحمان دادنی ست و رحیم گرفتتنی ، من یک باره بیاد شما افتادم گفتم به آقا بگم که ، شما با این کارتان می توانید رحیم شوید و در تاریخ ایران ماندگار گردید ، حتمی بهتر می دانید که آدمین در پس آن خطای خودشان و هبوط به درجه پائین ، خداوند طناب رحیمیت را فرستاد ( فتلقی آدم ) چون فرمود من رحیمم . و آنها دو با گرفتن آن طناب رحیمیت بخشوده و رستگار شدند .

 و من تصور کردم این بهترین هدیه ایست که در این ایام نوروز می توانم خدمت شما تقدیم کنم ، چون شاید تا سال دیگر ممکن است که یا شما بر این مسند نباشید و یا من فوت کرده باشم ، پس لحظه بازگشت را مغتنم بشماریم و هر دو دست دردست یکدیگر ، از من بنام در بندها تقاضا و از شما به عنوان ……….. امر به آزادی و آنها که آزاد می شوند خوشحال و شما و من رستگار .

پس تا دیر نشده دستور فرمائید که ؛ حد اقل به مدت شش ماه هم که شده ،

۱- تمامی زندانی های سیاسی ، عقیدتی و غیره آزاد گردند.

۲- محصورین به آغوش ملت باز گردند .

۳- نویسندگان با قلم آزاد خود بر سینه تاریخ ایران بنویسند که، برای اولین بار این ملت آزادانه و عاشقانه نوشتند عید شما مبارک .

۴- شجریان ها همراه با وزیدن نسیم بهار بر سیم های سازشان آواز وطنم را در کوچه و بازار این سرزمین عاشق کش بخوانند .

۵ – دیگر هیچ ایرانی از هیچ حق ذاتی خود اعم از ورود ، و خروج از وطن و به وطن محروم نخواهد بود .

آقای خامنه ای ، تنها تصور کنید ، اگر حتی تصور کردنش هم سخت باشد که ، برای اولین بارتمامی یک ملت با سینه ای عاری از کینه و درد به استقبال این زیباترین لحظات سال می  برود .و این شادی را مدیون امریه شما می شوند .

 من پیشاپیش ضمن عرض تبریک سال نو، آرزو میکنم که شما و ما از صفت رحیمیت خداوند هستی بخش برخوردار شویم . مطمئن باشید که سند ماندگاری شما تنها به این  دستور بستگی دارد . حمتی می دانید که عشق به آن وطن و آن ملت بر آنم داشت تا ، نه برای خودم که ، برای آنها که با تمام وجود دوستشان دارم چنین تقاضائی را به حضور شما عرضه کنم .با سپاس و آرزوی حصول آزادی هر کس از هر بندی .

دهم ماه مارچ ۲۰۱۶ و باز هم دور از وطن عزیز و در آمریکا .

 شما میتوانید این مقاله و دیگر نوشتار این کوتاه قلم را در سایت انقلاب اسلامی در هجرت و سایت نادر انتظام مطالعه فرمائید. مثل همیشه پیک بهترین وسیله ارتباطی ما خواهد بود                                         naderentezam@gmail.com

نوروزتان بهروز باد . نادر انتظام

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.