امامت در قرآن بخش اول

By • ژانویه 14th, 2016 • Category: نوشتار

با یاد و نام امام بر هستی ؛

اکنون که ،ثابت کردید که ، دین ندارید !

حد اقل به فطرت تان عمل کنید ،اگر آن نیز آلوده به قدرت نشده است ؟!.

 ستارگان آسمان مکه در پرتو سر بر آوردن خورشید در حال کم رنگ شدن بودند که ، محمدۖ  فرزند عبدالله سر از غار حرا برون آورد و راهی دهکده مکه شد . فرزند صحرا در حالی که ، اولین ثمره چهل سال و چهل روز تمرین زیستن  در تقوا ی اعتقادی ، اقتصادی ، خانوادگی و  امانت داری را در پس اولین بر قراری رابطه مستقیم با خالق خود  در قالب وحی با گوش جان می شنید  ، از جبلُ النور راهی خانه خدیجه شد .

 من مبعوث شدم ، محمد به همسر با وفا و دیگر همراه و همراز همیشه گیش علی گفت .

 برای خدیجه که مسبوغ به سابقهِ تقوای شوهرش بود ، بعثت محمدۖ به آسانی قابل پذیرش بود و با توجه به همین سابقه ، ضمن عرض تبریک با ادای شهادتین به وحدانیت الله جل جلاله و رسالت محمد ( ص)  با حمایت خود به عنوان یک همسر نمونه ، با انداختن رو اندازی بر تن تب آلود و لرزان شوهرش او را  ، دعوت به استراحت و آرامش  نمود .

محمد در این روز های سنگین و سختِ بعثت ، بسیار نیازمند به حمایت فرزند پسر می بود  !  ( آنهم در سر زمین حجاز) .

 پیامبر (ص) سر از جِیب این تمنا بر می داشت که ، با دیدن علی تنها مرد این خانه ؟ آنهم در چنین لحظات زیبا و در عین حال بسیار هم  سنگین ،  بیشتر از هر زمان از دیدن او شاد شد . علی چه خوب شد که تو در کنارم  هستی ، و علی رو به خدیجه که ، چرا عموی بزرگوارش تب کرده ؟!.

خدیجه : نه ، علی جان ،او به پیامبری مبعوث شده و بر ماست که با شهادت به وحدانیت خداوند و رسالت او ، ضمن پذیرش اسلام ،از این به پس او را و دین آبا ء و اجدادیش را یاری دهیم.

یا رسول الله ، شهادتین را بر من نیز عرضه فرما ،علی گفت ، و پیامبر فرمود بگو ، لا اله الا الله ، محمد رسول الله ……….و  با قرار گرفتن دست های کوچک علی در دستهای بزرگ پیامبر (ص) ، تاریخ آزادی انسان از بندگی خدایان زمین ورق خورد ، و مجددا پدیده فراموش شده  امامت از زیر غبار جاهلیت سر بر آورد.

 و اکنون که ،  در پس تجربهِ انسان گونه کردنِ خداوند در دین مسیحِ مُوحِد  ، پیام محمد بر آن شد تا ، با آزادی انسان از بندگی اربابان زمینی و رهائی از بند قدرت ، مژده خدا گونه شدن انسان را به او عرضه نماید . آخرین مرحله تکامل انسان در آدمیت به سر انجام بایسته خود می رسد .

 گرچه پیام ، لااله الاالله  محمد در یک  جمله به ظاهر کوتاه  مینمود ؟!، اما معنا و مفهوم آن  به بلندای  تاریخ  آفرینش جهان هستی بود  . در ابتدای نزول یپام ، باور بر این بود که منظور خداوند از بعثت محمد  به پیامبری ، همانند دیگر برگزیده گان پیشین تنها هدایت چند قبیله ساکن سر زمین حجاز ؟؟ و حد اکثر برای هدایت اعراب و ساکنان آن منطقه از بت پرستی و پذیرش توحید می باشد ؟.

آرام آرام با نزول آیات بیشتری با مفاهیم سنگین تر ، اعراب شبه جزیره دریافتند که ، پیام ضمن  تایید و تمجید از پیامبران پیشین و احترام به آنچه را که آنها در سالها و قرون قبل به امر خداوند به قبایل و مردم منطقه خود ابلاغ نموده بودند ، معنا و مفاهیم کلی تری را نه تنها برای مردم حجاز بل ،  انسان به معنای تمام و بلکه فرا تر از آن گشودن پنجره هائی برای شناخت جهان هستی و بسیار مهم تر از آن معرفی جهانی دیگر به نام آخرت ؟!! می باشد .

 نگاهی به آیات ابتدائی متن برای اعراب بادیه ، حاکی از رها کردن پرستش  بت های مقدس ؟! ،و  پرستش و بندگی خدای یکتای جهان می بود ؟  . اما هر زمان و  در پی نزول آیات سنگین تری ،  اعراب بادیه در می یافتند که  ، نزول کلام  تنها حاکی از تغییر  نوع پرستش ها از شرک به سوی توحید نیست . آنها در می یافتند که ؛

جهان در چشم و دل این پیام سیرت و صورتی دگر را از هستی به نمایش می گذارد !!. گرچه برای اعراب بادیه درک مفهوم ( چهار پایه گی  دی اَن اِ به عنوان ترسیم نقشه وجودی انسان تا کرسی سماوات والارض ) بسیار دشوار می نمود ؟ اما در بسیاری دیگر از نقاط جهان ، انسانهای تشنه فراگیری به  تفسیر متن پرداخته و هر کس به  فراخور حال ،  از شاعر تا فیزیک دان تا حکیم ؟ غرق در اقیانوس علوم  قرآن می شدند .

با نزول قرآن ، انسان قرن ششم دریافت که ، از این پس به چند پدیده حقوقی خود تحت عنوان حقوق ذاتی خویش دست یافته که ، عبارت هستند از ، عدم پرستش بت .( هر بتی )، آزادی ( دین ، بیان ، انتخاب ، فراگیری ) و کرامت انسانی و از همه مهمتر عرضه پدیده  قوه رهبری ( امامت) که، اتفاقا با شاخص کردن قوه رهبری ( امامت ) در وجود هر شیئی در جهان هستی و به ویژه انسان ،  طلوع خورشید  رشد آدم آغاز گردید . پیام به زنی که تا دیروز به ارث برده می شد  !! مژده تساوی حقوق ذاتیش با مرد را عرضه نمود .

گر چه با نهایت تاسف ، در زیر سایه استبداد های حاکم ، پدیده جانشینی ( خلافتِ ) آدم در زمین وبکار گیری قوه رهبری ( امامتِ ) او در جهان ؟  حد اقل از کشور های خاورمیانه رخت بر بسته و بجای نعمت خدا دادی آزادی انسان ، پدیده شوم  استبداد های فراگیر حلقوم رشد پژوهشگران آن دیار را  هر روز بیشتر و فزون تر می فشارد ،  اما برای روشن شدن اذهان نسل جوان آن جوامع  بر ماست تا ، این حقیقت قرآنی را بازگو کنیم که ، تحمیل این استبداد ها و انجام این جنایاتِ رهبران مستبد آن کشور ها محققًا هیچ گونه رابطه ئی با رهنمود های اصول راهنمای دین ما ( قرآن کریم ) نداشته و ندارد .

همباران گرامی من ، قربانی کردن بهترین و خون گرم ترین مردم جهان که بهر دلیلی ساکن آن دیار عزیز هستند بر آمده از بردگی رهبران شیطان پرست ماست . نیک بدانید که اگر این بی وطن ها کوچکترین علاقه ئی به آن سرزمین های سر شار از ثروت و مردم با استعدادش می داشتند ؟؟!! تحت هیچ شرایطی برای چند روز بیشتر در قدرت ماندن این همه نعمت بی پایان را همراه با مردم خود به آتش نمی کشیدند !!. به فرار بعد از سقوط آنها به حضور اربابان مستبد پرور شان نگاه کنید .

 و به همین منظور این قلم با آگاهی از کم توانی خود بر آن است تا با بهره گیری از هدایت پیام محمۖد به بر رسی مفهوم قوه رهبری ( امامت ) در قرآن کریم پرداخته ، با آرزوی این که اساتید قرآن شناس ما با ارشادات استادانه خود همه گان را بهره مند تر نماید .

نسل جوانِ گرامی و عزیِز من ، برای قرن ها  روحانیت شیعه بر منبر های یکسویه خود به ما گفتند ” اگر روزی روزگاری عنان اداره کشور های مسلمان بدست ما افتاد ؟ با بهره گیری از پدیده  امامت برای شما جهانی اَمن ترو  زیباتر را …………. ؛

و صد افسوس که ، در پس تفویض ناحق ! پدیده بر حق امامت به آقای خمینی ! و به اپتذال کشیدن  این ودیعه جهان شمول که ، توسط تعدادی از  روحانیت شیعه ؟!! و مخصوصا عدم کفایت جناب خامنه ای برای احراز این مقام ، با یک گردش ۱۸۰ درجه ئی از آنچه آموزه قرآن کریم بود  در قالب تفکر ورشکسته و متحجر ( ولایت فقیه ) بر دین ما و ملت ما تحمیل کردند  !! و صد افسوس که این عمل ضد قرآنی را به گردن قرآن انداختند و شما نسل جوان و سازنده عزیز ما را از دین توحیدی بری و از کشور های عزیزمان آواره جهانی دیگر کردند ؟! .

نیک بدانید ، عمل این بیگانه گان با قرآن ، نابخشودنی و فراموش نا شدنی است . و صد البته با مطالعه این آیات بر حق خواهید دید که امامت آفرینش چگونه انتقامی را در دو جهان از آنها بر خواهد گرفت .

 همباوران گرامی من ، با دقت بیشتری بر آیات قرآن در خواهید یافت که ، در طول تاریخ همیشه پیروزی از آنِ موحدینی بوده و هست که، سقف ماندگاری خود را بر چهار پایه ( ایمان ، عمل صالح ، راستی و استقامت بر این اصول )  بنا نهاده اند ، دست یابی به این ودیعه خدا دادی در گرو شناخت و عمل به قوه رهبری ( امامت ) انسانها داشته و دارد ، با امید به حصول پیروزی حق بر باطل اجازه دهید تا با همت شما به این مهم بپردازیم .

با توجه به فرمایشات قرآن دال بر نهادینه بودن قوه رهبری ( امامت ) در هر موجودی در کل نظام هستی و منجمله انسان ، بر آن بودم تا سوآل را پیش روی قرآن کریم گذاشته وبا یافتن جواب در خور با یک تلاش ، به دو آرزوی دیرینه جامه عمل پوشم ؟ از یک طرف با اذعان به کم دانی و نا توانی این قلم به سوآل شما گرامیان پاسخی ، گرچه کوتاه  داده و از طرف دیگر این تلاش کوچک را به این بزرگواران هم نوع و هم وطن ؛

دکتر ملکی پیر مرد ممنوع الخروج و خستگی ناپذیر ، به عباس امیر انتظام استوره صبر و مقاومت که در انتظار  دیدار فرزندانش لحظه شماری می کند ، به نرگس محمدی حقوق دان در بند ، به شهدا ، به پدران و مادرانی که فریب کاران تاریخ به نام خداوند ،  دل آنها را داغدار کردند ، به  آنهائی که در سلول انفرادی تنها تو ، همنشین شان  شده ئی ، به محصورین در بند ، به  مهاجرین اجباری  و تلاش گران سربلندی ایران و ایرانی . به آنانی که در درون و برون مرزهای آن وطن  عزیز ، بر عشق یکتا پرستی و ایران دوستی ماندند و به آنها که عشق به وطن در دلشان برای همیشه گرم می ماند ، تقدیم کنم که ،

ناگهان با مشاهده تصویر ایلان کردی آن کودک خندان کرد رو به دریا و پشت به بشریت بی تفاوت  در کنار دریا صورت مظلومش را برشن های ساحل نهاده !! و متنفر از خلفای جنایت کار و امامان دروغین و بی خدای تمامی ادیان تاریخ ؟؟!! و مخصوصا دین اسلام عاری از سلام و سلامت  قرن بیست و یکم  اعلام می دارد که :

 “به خاطر ظلم بی حد و حساب شما ! از دنیای تان که خیری نه دیدم !! من در این روزهای آغازین کودکیم پشت به ظلم شما و رو به خدا کرده و  می روم تا  ، بمانم ، و مطمئن باشید که شما بی خدا ها هر چه  بیشتر به خاطر بیشتر ماندنتان ؟ انسان بکشید ؟! هر چه فراوان تر مادری را داغدار  کنید ، و بهر اندازه که  با کشتن  ما نو باوه گان  ، به حیات شرم گینتان ادامه دهید  ؟  زود تر می روید ! می دانم که به قیامت باور ندارید ! اما حتما به زودی  شما را در محکمه عدل امام هستی خواهم دید ” .

 به خود گفتم آیا  طرز خداحافظی ایلان از ما انسانها ؟؟ مُهر پایانی بر مِهر و اُنس  انسانی است ؟؟ آیا پدیده  امامت و یا توان رهبری از زمین به سوی آسمان باز گشته ؟؟ آیا اما مت شیعه هم مرده است ؟ در همین جدال بودم که ؛

 سخنان خانم مرکر صدر اعظم آلمان که :  ” آیا راه مکه برای این آوارگان عربِ مسلمان از طی طریق به اروپا نزدیک تر نیست ؟! پس چرا این همنوعان ما ،  راه پر خطر سفر به اروپا را بر مکه ترجیح می دهند ؟!  پس بر ماست که آنها را به شایستگی پناه دهیم . ”  را شنیدم .

 و این در حالی بود  که ،  تلاش می کردم تا ، با گشوده شدن این دریچه رحمت ؟ برروی این  همنوعان عزیز آواره ام برای دقایقی از این رنج بیاسایم که ؛

صدای قهقه خنده شیاطین درسر زمین منا ، به عدم شناخت امت محمد ( ص) از مناسک حج و نا آگاهی سر پرستان  بی کفایت  کاروان حجاج  و عدم کفایت آل سعود در مدیریت حج ، مرا بیاد  اولین مجلس معارفه آدم و ملائکه در حضور خداوند انداخت ؛

ادیان تاریخ بر این باورند که در آن مجلس خداوند به تمام ملائک ( نیروهای جهان هستی )  امر به سجده ( پذیرش امامت آدم ) فرمود ، می گویند همگان پذیرفتند به جز ابلیس ؟!  که  البته ، بخاطر سر پیچی از امر خداوند ، از بارگاه ربوبیت رانده  شد و جناب شیطان برای همیشه از پیشگاه رحمت خداوندی، رجیم شد.

 چقدر درد ناک هست که ، میلیونها مسلمان  ؟ با تحمل هزاران مشقت خانه و کاشانه خود را رها می کنند تا ، با رمی جمره در صحرای منا شیطانی را سنگ باران کنند که نه می بینند و نه می شناسند !! اما هوشیاری جناب شیطان را ببین که ،

به میلیونها سنی و شیعه دستور اکید فرموده تا ، در برابر هر سنگ ریزه ئی که به این ستون سیمانی که بعنوان نمادی از من ساخته اید ؟ تا زمانی که به امامت خود بی باورید ؟! به شما امر می کنم تا با بهدر دادن صد ها میلیارد در آمد خدادی خود و  با خرید آخرین سلاح های مخرب موجود چنان یکدیگر را بمب باران کنید که ، برای همیشه رمی جمره شیطان ؟! از مراسم حج شما حذف شود !!.

در این فکر بودم که آیا شیطان قوه رهبری ( امامت ) انسان را از او ربوده ؟! و به همین منظور مجددا برای یافتن جوابی دیگر به حضور قرآن کریم مشرف شدم تا ، بیابم که آیا بنا بر آنچه به ما آموختند ؟ امامت تنها از آن پیروان مذهب تشیع می باشد ؟!.

 و اما کلمه امام  در گونه انسانیش  به عنوان رهبر ، پیشوا ، الگو و معلم  ،  هم به مرد تعلق می گیرد و هم به زن  .جمع آن ائمه می باشد .

به جاده و راه هم امام میگویند .

 کتاب هم می تواند امام ما شود .

 امام هم می تواند بر حق باشد و در جهت مخالف می تواند امام کفر و شر هم باشد .

 از دیدگاه قرآن هر موجودی از کوچکترین ذره تا بزرگترین کهکشان در هستی  به نسبت نوع وظیفه ئی که به او محول شده ،  پدیده امامت و قوه  رهبری در او نهادینه است که ، این توان رهبری هم درونی است و هم برونی ، بدین معنا که ، هم باید خود را رهبری کند و هم در رهبری جهان هستی مشارکت جوید ! .

. و اما جایگاه و به کاری گیری این کلمه در قرآن کریم چیست ؟ . .

كلمه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده  بار در قرآن به كار رفته كه هفت بار آن به صورت مفرد آمده و پنج بار به شكل جمع؛ به آیات زیر توجه فرمائید –

 امام  تحت عنوان ظرف ، جائیکه اطلاعات را نگهداری می کنند ، و یا بقول قرآن لوح محفوظ .

در سوره یس آیه ۱۲ چنین می فرماید إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ ، یکی از زیبائی های این کلام در این هست که ، همیشه پدیده حیات را قبل از ممات می آورد ، شاید منظور قرآن این هست که ، به پدیده ممات به عنوان مرگ ،نیستی و نابودی نگاه نکنید زیرا در ممات هم زندگی ، رشد ، و پویائی نهفته است .

 اتفاقا ، زمانی که ، می خواهد ممات را تعریف کند  : به طبیعت نگاه کنید ، در یک فصل گیاهان موت می کنند  و این در حالی است که ما تصور می کنیم که ، آنها مرده اند ، در صورتیکه ، آنها در همین پدیده موت هست که خود را برای یک بازگشت توام با رشد بیشتر و همراه با ثمر پر بار تر آماده می کنند ! و اتفاقا ، چنین است موت ما و بازگشت ما به حیات مجدد و همیشگی ( قیامت ) .

 مطمئن باشید که ، إِنَّا نحَنُ نُحْىِ الْمَوْتىَ‏ ، ما مردگان را مجددا زنده می سازیم ، و َ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا و  این در حالی است که ، هر آنچه  که ،  در طول حیات خود انجام داده اید  را ثپت و ظپط کرده و نوشه ایم ، یعنی هیچ ذره ئی در جهان هستی نه خودش مردنی و نا بود شدنی است و نه آثار آنچه را که انجام داده ! .

و آثارَهُمْ  ،  اثر چه چیزی را بیان می کند ؟ اثر عمل  آن قوه رهبری یا امامتی را که در وجود هر ذره ئی گذاشته بودیم  از بین رفتنی و نابود شدنی نیست ، حتما ، به هنگام باز یابی نتیجه آن رهبری از پرده نهان برای شما آشکار میگردد . و  آثار آنها  از قبيل علوم و اخلاق و آثار اعمالى كه انجام داده‏اند، را  در  .

أَحْصَيْناهُ ما نوشته و احصا كرديده ایم در .

فِي إِمامٍ مُبِينٍ در لوح محفوظ، نگهداری می کنیم . توجه می فرمائید ، در این آیه امام به معنی مکانی که اطلاعات عمر ما را نگهداری می کنند می باشد .

تصور کنید که ، بر اثر  جنایت خلفای سنی و امامان شیعه در عصر حاضر ،  تنها در ۱۰ سال گذشته چند ملیون انسان بی گناه کشته شده باشند  ؟  آیا نحوه دراز کشیدن ایلان در کنار ساحل بر ملا کننده تمامی این جنایات نیست ؟؟ باورم کنید ،  کالبد کوچک ایلان کردی  همان لوح محفوظی است  که امروز  جنایات رهبران بی خدای کشور های اسلامی را بنمایش گذاشت و این لوح برای همیشه آفرینش محفوظ خواهد ماند . ایلان به نمایندگی همه کودکان سوریه بر سر صف شهادت دهندگان در روز محکمه شما می ایستد.

مظلومیت چهره رو به دریای ایلان ، لکه ننگی بود به چهره تمامی رهبران کشور های  به اصطلاح مسلمان و مخصوصا اعراب منطقه خاور میانه  ، شرم بر شما باد . مرگ نا بهنگام ایلانها نقطه پایان بودن شما بر زمین شد . گر چه  نگارنده تاریخ بسیار صبور هست  اما ، من از همین امروز به شما این هشدار را می دهم که ، در آینده ئی نه چندان دور ،  دست انتقام هستی از آستین مبارک او بیرون می آید و بر سر شما آن می آورد  که ،  شما بر سر دیگر انسانها ی بی گناه آورده اید !! اگر به این انتقام باور ندارید ، حد اقل به زبان عربی که آشنائی دارید ؟؟ به این آیه قرآن نگاه کنید ؛

برای فهم آن لوح َمحفوظ ( امام ) لازم هست که ، منظور از نزول سوره  و مخاطب آن را از ابتدای سوره بر رسی کنیم تا ببینیم  به چه منظور آفریدگار امر به ایجاد چنین   بایگانی به منظور ثپت و ضپط  ، رفتار ، پندار ، کردار و گفتار انسان  فرموده ؟  . در آیات ابتدائی این سوره می فرماید : به همراه نزول پیام ، پیامبرانی را نیز فرستادیم تا شما را از وجود خیر و شر ها آگاه کنند  و در این تذکر و یاد آوری گفتیم که هر آنچه که می کنید را در بایگانی هستی ثپت و ظپط می کنیم ، ما نیک میدانیم که ، گروهی از انسانها به این ” انذار ” وقعی نمی گذارند !.

 در سوره حجر می فرماید : لَظَالِمِينَ( فَانتَقَمْنَا مِنهْمْ وَ إِنهَّمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ . ما انتقام گرفتیم از آنها ، خوب توجه کنید که ، از چه کسانی انتقام گرفته شده و  می شود ؟؟ قرآن می گوید از آنها که ظلم کردند  و (  انهما لبامام مبین )  . ایلان  پیام آور راه روشن سقوط شماست ، و من بجای ایلان از همین جا دست های آن منتقم را می بوسم .

 همباوران گرامی من ، نیک بدانید که اگر این امامان شری که امروز ملت مظلوم  سوریه و عراق و افقانستان و یمن و دیگر سر زمین های اسلامی را در آتش ظلم و عداوت خودشان گرفتار کرده اند فقط یک بار ، حتی به صورت گذرا سوره حجر که این آیه در بتن آن قرار دارد را خوانده بودند ؟؟ هر گز دست به چنین جنایتی نمی زدند .

در این سوره به صراحت هر چه تمام تر می فرماید ؛ به ( راه روشن ) خرابه هائی را که رهروان این ظلم از خود بجای میگذارند  بنگرید ! حتما دست انتقام مارا خواهید دید . اما ایا به جز خانم مرکر ها ی مسیحی ، این به اصطلاح امامان سنی و شیعه نیز آنرا  می بینند ؟  بی گمان جواب منفی است !! .

و شما جنایت کاران عصر حاضر ، اکنون که ، ثابت کردید که به هیچ دینی پای بند نیستید ؟ حد اقل به فطرت تان عمل کنید اگر آن نیز هنوز آلوده به قدرت نشده ؟!!.

انشاالله بشرط حیات ادامه دارد ، آمریکا .               نادر انتظام

شما می توانید این مقاله و دیگر نوشتار این قلم را در سایت انقلاب اسلامی در هجرت و یا سایت

مطالعه فرمائید . ۳۰ اکتبر ۲۰۱۵Naderentezam.com

 

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.