نشوز زن در قرآن

By • ژوئن 9th, 2015 • Category: نوشتار

 آیا  روزی علوم قرآنی به جامعه اسلامی باز میگردند ؟؟!!

نگاهی به نشوز زن در قرآن

اندر زمانی که ، فرهیخته گان جهان  دیروز و امروز ما ، بر این باورند که ، دو پدیده دین و علم ، یک واقعیت غیر قابل تکذیب در تاریخ بشر بوده و هست !!  با نهایت تاسف  هنوز  دانش پژوه هانی در دو سوی این رود بار رشد و رفاه  در جریان فرهنگی ما  وجود دارند که ،  بجای همسو کردن و تلاش در بهره گیری ازدست آوردهای سازنده و مثبت هر کدام از این دو واقعیت غیر قابل انکار ، تلاش به از میدان به در کردن دیگری نموده و غافل از این که ، با اشاعه ،  این  هر دو روش مخرب ، آب به آسیاب  عقب ماندگی و تحجر و سر خوردگی  نسل جوان کشور ریخته و فرهنگ بالنده و کهن علم و اعتقاد یک ملت را به سوی  نابودی سوق میدهند !!.

 برای رهائی از این بن بست ضد رشد  فرهنگ ما ،  بر پیروان دین اسلام است تا با یک باز نگری مجدد ؟؟!!  به تنها دینی که خدایش ، به عظمت قلم و مسئولیت آنچه را که باید بنویسد قسم می خورد  ، به تنها دینی که خداوند دانای مطلقش ، اراده فرمود تا ، با خلق تنها موجودی بنام  ( بشر )  شایسته گزار از دوران ابتدائی بشری و لمس انس و احساس دوران رحمی ( انسان ) و در نهایت با فرا دادن مجموعه استعدادها و اسماء او را مفتخر به مقام آدمیت بنماید ، باز گردد و همانند دوران شکوفائی قرون ابتدائی دینش که بر تارک اعلای علم و اخلاق تکیه زده بود ، یاد و خاطره  اساتید و دانشمندان مسلمان  بی بدیل مدارس آن زمان را یک بار دیگر گرامی بدارد .

 با نهایت احترام  برای تمامی دانش پژوهان متعهد به رشد و ترقی ملت ایران ، و تلاش گران فرهیخته  ئی که ،  درد برون رفت فرهنگ ما  ، از چنبره تحجر،  و ، واپس گرای  آخوند ضد علم و  دین ؟؟!! که در این برهه زمانی جامعه ما  بدان گرفتار آمده ،  قلب ایران دوست آنان را می آزارد ؟.  این کوتاه  قلم  بر این باور هست که ؛

۱- بر دوستداران فرهنگ علم با اخلاق و دین عالمانه ضرور است که ، با نهایت احترام به یکدیگر و در یک آشتی فرهنگی و گشودن باب بحث آزاد در تریبون زیبای اینترنتی امروز جهان ، به این امر مهم جامعه رو به زوال علم و دین  امروز ایران عزیز به پردازند .  گرامی هموطنان عزیز من نیک میدانند که ؛

۲- پیروان هیچ دینی در طول تاریخ  ، به اندازه  کسانی که بنام دین حضرت مسیح  در یک پرسه ۱۰۰۰ ساله بر علم و عالم ،  ظلم و  ستم روا داشتند ؟!  وجود ندارد . آن بی خردان ضد خدا و خلق با عمل شرم آور خود ، نه تنها  با ظلم و ستمی که  بر عالمان زمان خود روا داشتند  و  مردم را از دین رحمانی مسیحیت بری نمودند  ؟ بلکه با روا داشتن آن همه جنایت بر پدیده علم و عالم ،  زمان یک رشد هزار ساله بشریت را نیز  متوقف کردند !!.

همباوران گرامی من ، علمای با خرد ودل سوز علم در مسیحیت  برای برون رفت از این جنایت هولناک ؟ و برای گرامی داشتن مقام علم و عالم ، به دین خود پشت نکردند !! .

آن دین داران عالم ، یا علمان دین مدار ، خرد مندانه ، به جد کوشیدند تا ، دین رحمانی خود را از شر متحجرین واپس گرا رهائی بخشند که ، هم دین ماند و هم علم و عالم ؟!.

   و امروز در این برهه زمانی که دین اسلام در چنگال نا بخردان ضد خدا و خلق و اعتقاد  و علم گرفتار آمده ؟؟!!   بر پیروان محمد ( ص) ؛

پیروانی که ، در قرون ابتدائی ظهورش ، با پیروی و بکار گیری و بهره وری از کتاب و قلمی که خدایش به عظمت آن و به آنچه می نویسد ؟  قسم خورده بود ؟!  چهره  جهان علم و معرفت را یکجا از تاریک خانه ظلمت شب جهل  برون و با اتکاء به  آن عظمت ،  نوید صبح رهائی انسان  از جهل و بی اعتقادی  را به هستی عرضه نمودند !!  با یک  نگرش مجدد  در آینه عظمت و احترامی که قرآن به عنوان اصول راهنمای این دین برای علم و عالم قائل شده ، به یک جهاد علمی اخلاقی به پردازند .

 همباوران عزیز من ، گرچه از زمان سقوط آن صعود بی بدیل به قعر دره جهل و تحجر بی اطلاعم ، اما حد اقل با مشاهده و  مطالعه  رفتار پیروان امروزیش تا حدودی می توان فهمید که ؛

۱- پیروان دین محمد با یک اکثریت بسیار بالائی با اصول راهنمای دینشان کاملا بیگانه اند !! .

۲- پیروان دین محمد ، با رها کردن کتاب رشد شان ،در چنبره حدیث و روایت گرفتار آمد اند ؟؟!!.

۲-پیروان دین محمد از بین ۶۲۰۰ آیه  ، سراسر علمی ، رحمت ، رشد و  هدایت  ، هر از چند گاهی یکی از آیه های کاملا علمی قرآن را بر دیوار احادیث  ضد  قرآنی می آویزند ؟!! و باز روز از نو و باز گشت به دوران جاهلی قبل از نزول از نو ؟؟!!.

پیروان دین محمد ،  بر سر هر کوچه و برزن صدا و سیما و دستگاه های ارتباط جمعی جهان امروز فریاد می زنند که ، در قرآن ارتداد تنبیه انسانی و دنیائی ندارد ، اما در حدیث آمده که ؟؟؟!!! .

پیروان دین محمد  ، در هر بوق و  کرناها  می دمند که ؛ سنگ سار در قرآن نیست ؟ ولی اما در احادیث و نظر فقها ؟؟!! آنهم فقهائی که یا مرده اند ! و یا در حال احتضارند . آخر کدام عقل سلیمی از مرده تقلید میکند ؟؟!!.مگر ذهن مردگان ؟

 واما ،  مسئله نشوز زن در قرآن ، که خود  یکی از همین موارد علمی این کتاب  هست که ، در چنبره برداشت غیر علمی در حال دست و پا زدن هست ؟!! لطفا به این بحث توجه فرمائید .

 من  تصور میکردم در پس انتشار کتاب زن و زناشوئی ابوالحسن بنیصدر و مقالات کاملا علمی که در این مورد بخصوص منتشر شد ،  بحث علمی بودن این آیه و این که قرآن به زیبائی هر چه تمامتر !! آنهم در ۱۴۰۰ سال قبل با ارائه بهترین راه حل برای درمان این معضل اجتماعی ، هر شک و شبه ای را رفع نمود ؟!! .  اما حدس من درست از آب در نیامد و در این مورد از همراهان و همسفران ” زن را نباید زد ” پوزش میخواهم ، مرا ببخشید ، چرا ؟؟ چون در هفته ای که گذشت مقاله ای از جناب  نیما حق پور از ایران عزیز بدستم رسید که ، ایشان بدرستی به باز کردن معانی لغات مربوطه پرداخته اند که در این مورد از ایشان سپاسگزارم . ( اصل مقاله را میتوانید در سایت انقلاب اسلامی مطالعه فرمائید ) . اما با نهایت احترام ،  جناب حق پور گرامی  ، تنها با پرداختن به باز گشائی لغات ؟ اعلامیه زدن ؟؟!! زن را بر همان دیوار احادیث غیر علمی  ۱۴۰۰ سال قبل و یا ترجمه لغات آویخته اند !!!.

 از سال ۱۳۵۰ که خداوند اراده خود مبنی بر تشرف این بنده به حضور قرآن کریم را امر فرمود ، در پس مطالعه بار اول این آیه در نهایت تعجب سخت به خودم لرزیدم !! یعنی چه که مرد حق دارد که، زنش را بزند ؟! اولا ، مگر زن مخلوق همان خداوندی نیست که مرد را خلق کرده ؟؟ ثانیا ، مگر در همین قرآن نمی فرماید که

 ” و از نشانه‏هاى او اين كه ،  همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنها آرامش يابيد» (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) و از آنجا كه ادامه اين پيوند در ميان همسران، نياز به يك جاذبه و كشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى‏كند: «و در ميان شما مودّت و رحمت قرار داد» (وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) سور روم ، آیه ۱۹ ”  البته که این عشق دو طرفه هست.

ثالثا . مگر خداوندی که این عشق را آفریده ،  خودش عاشق نیست ؟؟!!!. در آن روزها تنها تفسیر در دسترس ،  آنهم نیمه تمام تفسیر جناب طباطبائی  ( رحمت الله علیه ) بود که، البته بعدها کامل شد . حق تلاش شان بر ما حلال باد . با مراجعه به تفسیر جناب استاد طباطبائی  مبنی برتائید ایشان در زدن زن ناشزه ؟؟ خواب بر من حرام شد !! زیرا تا قبل از تشرف به حضور قرآن ، اصولا از وجود چنین آیه ای با خبر نبودم . و از طرف دیگر هر گز از گرامی  مادرم عزیزم  نشنیده بودم که ، پدرتان  ………… برای سالها  وجود چنین آیه ای ، آنهم در کتاب خداوند ؟؟!!  فکرم  را سخت به خود مشغول کرده بود تا ، حالتی رفت که ، محراب به فریاد آمد .

 در سال ۱۳۶۷ کتاب زن و زناشوئی ، نوشته  گرامی استاد و دوست عزیزم ، جناب بنیصدر بدستم رسید  ، در پس خواندن این کتاب  ، این بار همه چیز بر من حرام شد ! کتاب را چند بار خواندم ،  یکی از معجزات کتاب ،  زنده کردن سه خاطره درد ناکی بود که برای سالها آزارم میدادند .

اولین خاطره باز میگردد به ۶۶ سال قبل !! در آن زمان در فصل تابستان اکثر مردم یا بر پشت بام خانه ها و یا آنها که حیاط بزرگی داشتند ، به زیر آن درخت های سر به فلک کشیده ، همراه با صدای آرام بخش  شرشر آبی که در جویبار از وسط حیاط عبور میکرد  شب آرامی را به صبح میرسانیدند .( یادش و یادشان به خیر و گرامی باد )  .

 در آن زمان ، در همسایگی ما زن و شوهر جوانی زندگی میکردند که عشقشان زبان زد بچه های محله بود ، اما !!! در شب های جمعه همه چیز عوض میشد ! نمیدانم چرا در آن زمان فاصله ستاره های آسمان با زمین آنقدر کم بود ؟!  که ما  بچه ها در تابستان و  به هنگام خوابیدن بر پشت بام و یا در باغ  منزلمان  برای شمارش آنها مسابقه میگذاشتیم و در میان تسبیح گویان شب ( جیرجیرک ها و قورباغه ها ) همگی به خواب شیرین کودکی در می غلتیدیم . داشتم می گفتم که ، در پس گذر اولین لحظات شیرین خواب در حیاط ، به ناگهان صدای فریاد آن زن جوان ، گر چه برای بسیاری تکرار آن عادی شده بود !! ، چنان خواب را بر من حرام می کرد  که مجبور میشدم  برای ادامه خواب بر گردم به داخل اطاق ؟!!.و در فردای آن روز از پیر زنی که برای ما نان خانگی می پخت ( روانش شاد ) جریان این کتک کاری را می پرسیدم ، روانشاد ، ماما خاتون ،  می گفت  بچه جون این کارها بتو چه ؟ که کی ؟  کی  را میزنه ؟ این ها دعوای زن و شوهر های جوان هست ، آرام آرام  فروکش میکنه ؟! ولی بهر صورت ،  ما هم که پرس و جوی جریان میشویم تنها جواب آن زن جوان این هست که ”  وقتی می زنه ؟ حال میام ؟!! ” .

 از آن ماجرا حدود  ۳۸ سال گذشت ، در پس کودتا بر علیه منتخب یک ملت ؟! و حکم دادستان انقلاب شیراز ( آیت ..بروجردی ) مبنی بر احضار من برای نوش جان کردن حد شرعی بپاس وفادار ماندن  به رائی که داده بودم ؟ وخدماتم در جبهه ، معجزه وار وطن از جان گرامی تر را ترک و مجددا به آمریکا باز گشتیم .  در شهر سندیا گو ، همسایه بیوه ای را داشتیم که ، درست در شبهای شنبه که ، میزبان یک مردغریبه ای  می شد ؟  همان ماجرا تکرار می شد !! اول کتک کاری ؟ و بعد صدای خنده های آنچنانی !! و ما هر چه به مدیر مجموعه شکایت میکردیم ، میگفت صدای درون خانه به ما مربوط نیست ؟؟!! ولو فریادش شما را بیازارد . تا اینکه در نیمه های  شبی صدای شلیک یک گلوله ، همراه با فریاد زن دیگری که در حیاط بیرون ایستاده بود ، همه را به بیرون کشید ، خانمی که در بیرون ایستاده بود فریاد می زد که این منم که شوهر خیانت کارم را کشتم ؟! .و در فردای آن روز که همراه با مدیر مجموعه به داخل آپارتمان آن بیوه زنی که در نیمه های شب پا را به فرار گذاشته بود رفتیم ، با مشاهده نصب چند میخ طویله بزرگ در چهار گوشه اطاق خواب ؟؟!!، آن مدیر محترم گفت ” این خانم به بیماری مازوخیسم مبتلا بوده !! و آن خنده های با صدای بلند پس از کتک خوردنش به همین دلیل بوده است !! و من از این بابت که قبل از وقوع این واقعه تلخ به این کار رسیدگی نکردم از شما پوزش میخواهم .

در پس این دو ماجرا بود که مجددا به مطالعه دقیقتر کتاب جناب بنیصدر برگشتم . در پس این چندمین بار مطالعه کتاب حلقه مفقوده را یافتم ؟؟ نه خیر !! باز گشتم به حضور قرآن ، در پس این دهها بار تلاوت قرآن مجید ، به این نتیجه رسیدم که ؛

۱- با اینکه تا آن زمان و یا حتی تا به امروز نیز ،  کتابی به اندازه کتاب زن و زناشوئی جناب بنیصدر تا به این حد در حل این معضل اجتماعی از هیچ یک از نویسندگان مسلمان به چاپ نرسیده ، اما حلقه مفقوده کتاب این بود که بهر دلیلی جناب بنیصدر کار تحقیق را چه از دید گاه قرآن و چه از نظر علم پزشکی به پایان نرسانیده  بودند ؟!  اما در این که این بهترین تحقیق تا آن زمان و حتی امروز میباشد در آن شکی ندارم ، و  از زحمات ایشان بسیار سپاسگزارم .

۲- این بار با توجه به سالها تجربه کار در بیمارستان تصمیم گرفتم ، سوآل را پیش روی اطباء متخصص ، زنان و زایمان ، روانشناسان سکس و سکس تراپیستهای دیار خودمان بگذارم ، نتیجه این تحقیق چنان شد که ؛

  گروهی از زنان در تمامی کشور های جهان هستند که به هنگام عشق ورزی و به منظور هر چه بیشتر و کاملتر  لذت بردن ،  از مرد خود تقاضای ایجاد خشونت میکنند ؟!! که، البته در پاره ای از موارد این گونه زنان تقاضای خوشونت های لفظی و در بیشتر مواقع در خواست آزار جسمی میکنند ؟!! که در علم روانشناسی امروز به این  معضل اجتماعی ( و نه بیماری ) می گویند ( مازوخیسم  ) .

 از این جا کوله بار آن تجربه و این تحقیق را پیش روی قرآنی گذاشتم که ،  در ۱۴۳۵ سال قبل در یک شوره زار علم و در یک غار و به یک مرد امی نازل شده است . و اما قرآن چه میفرماید ؟

اولا ، وضربوهن  برابر است با بزنیدشان ، و هیچ پژوهش گری حق ندارد بنام قرآن برای دلخوشی عده ای بگوید که ، نه ، قرآن گفته با مسوا ک بزنید !! یا با برگ ریحان بزنید !! نه خیر برای دسترسی به انزال کامل در پاره ای از موارد این زدنها تا سر حد خسارت بدنی و ایجاد جراحت بر بدن زن پیش میرود . ( برای کسانی که بر این نوشتار شک علمی دارند ، میتوانند به سایت های ” مازوخیسم دات کام ) مراجعه و در صورت توان مشاهده بر این فجایع ، که امروز خود یک کسب و کار پر در آمد برای عده ای بیمار روحی روانی شده ؟؟!!  به عمق فاجعه ذلت زن در قرن بیست و یکم از یک طرف و حقانیت دفاعی قرآن از مقام  زن از طرف دیگر مراجعه نمایند )  .

 توجه فرمائید ، کلمه  وضربوهن = بزنید شان ، اما اجازه فرمائید از خود قرآن بپرسیم ، چه کسی و برای چه ،  فعل زدن را بکار برده ؟؟.

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ  فَالصَّلِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ  وَ الَّاتىِ تخََافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ  فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيهِْنَّ سَبِيلاً  إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيًّا كَبِيرًا( سوره نساء )

مردان ( هیچ رپطی هم به دین آنها ندارد ) همه مردان ، در هر کشوری با هر باوری ، و هر ملیتی ، و فرهنگی ،ستون نگهدارنده زنان  هستند ، هر زنی ! این قوامیت منحصر به یک زن و شوهر نیست ، این یک وظیفه اجتماعی است ، وظیفه ای از طرف مردان برای زنان . ترجمه انفاق به  نفقه و دادن خرجی خانه  توسط یک مرد به زن خانه ؟ یک توهین مسلم به فصاحت و بلاغت و جهانی  بودن و همه زمانی بودن قرآن کریم می باشد .زمانی که یک متن روی سخنش با جهانیان ( الناس ) هست و یک چنین وظیفه خطیری را بر عهده مردان و آنهم برای تمامی جوامع بشری بر می شمارد !! سخنش به دادن خرجی خانه نیست !! اگر در یک کوته بینی یک سویه این قرآن را کتابی تنها برای مسلمانا ن ؟ ( که صد البته تنها کسانی که با این کتاب بیگانه هستند ؟ همان مسلمانان هستند !!! ) بدانیم ، قرآن باید می گفت ” مردان مسلمان قوام همسران خودشان هستند ” در صورتی که این یکی از افتخارات جهانی بوده این کتاب هست که روی سخنش با همه مردان در تمامی کشور ها بوده و البته که ، نوع  انفاق آنها هم بستگی به فرهنگ آن جامعه دارد . و صد البته سوآل در این جاست که ، پس در جوامعی که زن نان آور خانواده هست !! پس انفاق در این آیه منسوخ میشود ؟؟ در صورتی که قرآن کتابی است همه زمانی و همه مکانی . آن عده از فرهیخته گانی که تنها انگشت بر روی کلمه اموال میگذارند باید به این نکته توجه فرمایند که ،   این سپر بلا بودن ، این حفاظت ، این تکیه گاه بودن ، این وظیفه دفاع از معشوق در برابر هر خطری ؟هر حادثه ای ؟  تنها به موجود انسان نر ( مرد ) محول نشده ؟؟!! به زندگانی دیگر موجودات که نیک بنگریم ، تمامی موجودات نر حافظ ماده ( برای انسان زن ) خود هستند ، و آنهم از هر لحاظ ،حتی تهیه غذای روزانه آنها !!!. پس قوام بودن یک وظیفه بدون منت برای هر مردی برای بهتر زیستن و آرامش  معشوق خود می باشد ، نه خرجی دادن !!.

کدامین فضل و برتری ؟ و چه کسی بر دیگری برتری دارد ؟ قرآن بصراحت هر چه تمامتر میفرماید ، هر کدام از شما دو موجود یک نوع برتری ( نه از نظر حقوقی) نسبت به یکدیگر دارید ، که البته بر هیچ انسان فرهیخته ای این برتری ها پوشیده نیست .

پرنده ( نری ) که به برتری معشوق خود و مادر بچه هایش در آشیانه واقف هست ، و از مسئولیت برتری خود برای تهیه خوراک و حفاظت از اهل آشیانه عزیزان خود آگاه هست ، نه تنها این برتری را به رخ آنها نمی کشد ،  بل ، با تمام وجود خود را در تیر رس شکارچی نیز قرار میدهد ؟ تا خوراک و وسایل بقای اهل آشیانه را فراهم کند ؟!! اگر این در مورد یک پرنده صادق هست ؟ پس بر من انسان که، خود را صاحب خرد تام میدانم !! چه مقدار خواهد بود ؟؟!!.

ما جرای امر،  از این جا آغاز میگردد که ، فالصالحات ،  قانتات ،  حافظات  .

به برتری های این دو موجود مکمل یکدیگر توجه فرمائید ، از یک طرف برتری مرد را در قوامیت او قرار داده تا ، در رهگذر این فضل ، هر آنچه  که ، در توان دارد را در طبق انفاق  پیشکش آن همسری نماید که ، صاحب این برتری ها ست ؟! همسری صالح، آیا افتخاری از این بالاتر که ، یک زن پیام آور آرامش و صلح برای خانه و خانواده خود باشد ؟؟  آیا این هنر تنها از آن موجود ( ماده در همه موجودات ) و در دسته انسانها از آن زن نیست ؟؟ .

 زن باید قانت باشد ، قانت برابر است با اطاعت محض !!! در فرهنگ کج فهمی های مرد سالارانه قرآنی ، این فضل و برتری را یک اهانت به زن تلقی میکنند !! صد البته که ، اگر منظور به اطاعت از فرمان مطلق مرد باشد ، حق با منتقدین به قرآن می باشد ! اما نیک که ، بنگری  فضلی از این پر افتخار تر برای یک انسان می توان متصور شد ؟!  همسری که با انجام وظیفه همسری برای مردی قوام برای او و در نتیجه برای هر دو و تمامی اهل آن خانه  صلح و آرامش فراهم کند . تکرار می کنم این فضل از افتخارات یک زن صالح میباشد  و  قانت ، فرمان بر، اطاعت کردن ، مسئله قابل  تاملی که در این قسمت از آیه بحث بر انگیز هست ؟ این هست که چرا زنان باید از مردان اطاعت کنند ؟!  اگر ما از دید ارباب و رعیتی به این لغت نگاه کنیم ؟! قابل قبول اهل معرفت نیست ، اما قرآن می فرماید آن زن صالح ، حتمی قانت نیز خواهد بود ، در این جا قانت به معنای اطاعت دستوری و تحکم مرد بر زن نیست ، منظور قرآن در اینجا این هست که ،زن برای دوام و بقای آن قوامیت مرد به وظیفه فضل و برتری خود عمل می کند که ، اتفاقا عمل به اجرای این برتری یکی از پایه های قوام و دوام و بقای آن صلح و آرامش خواهد بود  ، در صورتی که ، هر دو طالب چنین زندگی توام به آرامش باشند ؟! .

 در این جا به یک نکته بسیار زیبائی که یکی از همباوران فرهیخه در این مورد متذکر شدند اشاره میکنم که ” آنچه را  که خداوند در این آیه به مردان و زنان  باورمند برای دوام و بقای این آشیانه زناشوئی امر به اجرا فرموده  باید توجه کرد که ، قوام بودن و انفاق کردن برای مرد یک وظیفه ، و  آرامش بخشیدن و اطاعت کردن و حفظ این نظم وظیفه یک زن می باشد و در صورتی که خدای ناکرده یکی از این دو نفر چه مرد و یا چه زن به این امر مهم عمل نکردند ؟ آن دیگری به این بهانه ،  نباید از اجرای وظیفه خدا فرمانی خود سرپیچی کند که ،  زیرا ایجاد نظام خانواده اراده خداوند هست و حفظ و حفاظت این امر بر هر دو نفر لازم ؟ و عمل به  اجرای امر خداوند میباشد و عدم اطاعت از این امر ، رو در روی خداوند ایستادن است  “.

والاتی تخافون نشوزهن ، اگر هنوز نشوزی ( سرپیچی زن ) به وقوع نپیوسته ؟ از چه چیزی باید خوف ( ترس ) داشت ؟؟!! زمانی که ، مرد به انزال دست یافت و متوجه شد که ، همسر او به هنگام عشق ورزی هیچ گونه عکس العملی  دال بر رضایت از خود نشان نداد ؟!!! از چه چیز وحشت می کند ؟؟ به چه چیز شک می کند ؟ به نشوز ؟ و یا ترس از نشوز در آینده ؟؟ .و چقدر قرآن به زیبائی هر چه تمام تر باب درس هدایت را می گشاید .شک کردید که ، چرا همسر شما به هنگام لذت از هم بستری  همراه شما نیست ؟ به درس زیبای قرآن توجه کنید ، نیازی به شک نیست ، خیلی ساده است ،

فعظوهن !!  در سکس برابر با عشق ، مرد از عدم لذت معشوق خود حتمی نگران خواهد شد و حتمی باید به دنبال رفع این معضل باشد ، درس زیبای هدایتی قرآن در این هست که ، در نهایت آرامش موضوع عدم لذت همسر خود را باید جویا شود ، به این می گویند موعضه  . سوآل کردن ،  این هنگامی است که همسر شما خود نمیداند  مشکلش چیست ؟ قرآن میفرماید : نیازی به اصرار و پاپیچ شدن و فشار آوردن نیست ، او را تنها بگذارید ،

وهجروهن ، زن بهر دلیل که ، حتمی یکی از آنها شرم هست !! مخصوصا در ابتدای ازدواج ، جواب نخواهد داد ؟ به  رهنمود روان شناسانه قرآن توجه کنید ،  بستر معاشقه را ترک کن ، و نه اطاق معاشقه را !!! . از این  کار هم نتیجه نگرفتید ؟؟!! صبور باشید ، این همان لحظه ای است که زن ، مبتلا به معضل ( مازوخیسم ) رو به شما می آورد ، و تن به پذیرش خشونت میدهد !!  و مرد با اعمال خشونت ؟ متوجه میشود که ، این تنها روش کار کر هست ، مصیبت از همین جا شروع میشود که اکثریت مردان در سراسر جهان تصور میکنند که این یک امر طبیعی است ؟! و این کار در طول عمر ازدواج آنها تا به پایان ادامه میباید .

اجازه فرمائید آخرین تجربه ای را که در پس اولین سخنرانی خودم در همین موضوع در یکی از شهرهای آمریکا در سال ۲۰۱۰ ایراد کردم بعرض شما برسانم . در پایان سخن خانم هم وطن محترم از من خواست که در بیرون سالن با ایشان ملاقاتی داشته باشم ، من در ابتدای سخن تصور کردم که ایشان خودشان به این معضل گرفتارند ؟ در یک ناباوری ، ایشان فرمودند من سه  تا دختر دارم که ، هر سه به این درد گرفتارند و تا به امروز می سوختیم و می ساختیم !! من بنا بر تحقیقی که کرده بودم ، از ایشان سوآل کردم که در ابتدای ازدواج تان  شما چند تا اطاق داشتید ؟ میدانید چرا؟ فروید می گوید : یکی از دلایل این معضل این هست که مردان و زنانی که با فرزندان خود در یک اطاق زندگی می کنند ، و پدر و مادر غافل از این که ، ذهن کودکان در سن طفولیت بهترین تصویر بر دار از رفتار والدین خود میباشند ، والدین به تصور این که بچه ها خوابند ؟  و ما نیز در زیر رختخواب و به دور از دید آنها معاشقه می کنیم؟ آنها از هیچ چیز با خبر نمی شوند ؟ اتفاقا این همان لحظه ایست که کودک تصور می کند که پدر مشغول آزار مادرش هست ؟ و از همین جاست که سکس برابر با عشق بازی برای این کودک که ، تنها آن سر وصدا را در ذهن خود ثپت می کند ؟؟ تصور می کند که سکس برابر با خشونت هست ؟ و این درست لحظه ای بود که اشک از دیدگان این مادر نا آگاه سرازیر شد .

  وضربوهن ، این زمانی است که در پس این ترک معاشقه ، زن برای از دست ندادن شوهر ؟ حقیقت تلخ معضلی را که با آن دست به گریبان هست را بر ملا میکند ؟! ، و برای لذت بردن همزمان و به همراه مرد تقاضای خوشونت می کند ؟!! و به این همراهی و هم سوئی تن در میدهد ؟ که قران میفرماید

 فان اطعنکم ؟! “ف” پس ، حالا  که اطاعت کرد و با تو همسو شد ، به این زیباترین بحث علمی قرآن ، .سکس برابر با خشونت نیست ! و  این یک امر مقدس و اوج لذت زندگی دو موجود نر وماده است  توجه کنید .

  فلا تبغو ، “ف” پس از این راه نروید ، به راهی که خداوند ” علیا کبیرا ” بزرگی جوئی بروید ، که هادی شما خود برجسته ترین و بزرگترین هست . این راه یکی را در چشم دیگری ذلیل و ناقص نشان نمی دهد ! به صفت بزرگی خداوند پناه ببرید و بزرگی به جوئید .

راه شما چنین است ؛ هم باور مسلمان من ، به دستور العملی که در ۱۴۳۵ سال قبل در یک غار ؟ به یک امی ؟ در یک شوره زار علم و معرفت ؟ ابلاغ شده توجه فرمائید .

(وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها )  اگر این این راه بروید ممکن هست که بنیاد زیبای خانوادگی شما را شقه شقه کند ؟ از هم بپاشد ؟ نگران نباشید ، مسئله را با دو حکم ( ریش سفیداِن دیروز ) و روانشناسان امروز ، آنهم یکی مورد اطمینان مرد ، و یکی مورد اطمینان زن ؟ در میان بگذارید ، مسئله رایجی که در طبابت  امروز به آن اظهار نظر دوم میگویند . خوب توجه فرمائید ، چرا قرآن نمی گوید مسئله به محکمه شرع و یا دادگاه ببرید ؟ اهمیت حفظ آبروی این خانواده به اندازه  اهمیت نزول خود آیه است .

از به درازا کشیدن مقاله بسیار پوزش می خواهم ، ترسیدم زنده نمانم ؟ و باز گوئی این امر بسیار مهم و حیاتی نیمه تمام بماند ؟

آرزو می کنم نتیجه این تحقیق برای خوانندگان گرامی من مفید واقع شود .

نیک که بنگری ،هر کدام از آیات این کتاب خود اقیانوسی از علم برای همه زمانهاست ، بشرطی که  جوینده بدنبال تحقیق علم کتاب باشد و نه حدیث و روایت ؟ که اثری از آن دو روش در قرآن نمی یابید !! .

شما میتوانید این مقاله و دیگر مقالات این قلم را در سایت انقلاب اسلامی در هجرت و همچنین درسایت   مطالعه فرمائید . پنجم ژوئن ۲۰۱۵ آمریکا . نادر انتظام .             Naderentezam.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.